ویرگول
ورودثبت نام
Amir babajani
Amir babajaniفیلم‌ها، سرزمینِ من و اشعار، خانهٔ من هستند؛ به شوق کارگردانی قدم بر دنیای ناشناخته‌ها میگذارم
Amir babajani
Amir babajani
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

کمی هم راجب گرمای سوزان تابستون حرف بزنیم

به‌نام آفرینندهٔ هستی نوشتن را آغاز میکنم؛ سلام

Heat reminds us that endurance is learned, and that progress often continues through hardship
Heat reminds us that endurance is learned, and that progress often continues through hardship

داغِ خورشید از سرِ دیوار می‌ریزد هنوز
روی هر کوچه تبِ بسیار می‌ریزد هنوز

آسمان انگار آتش را بغل کرده‌ست باز
روی دشت و باغ و هر گلزار می‌ریزد هنوز

تشنه مانده رود و دریا، تشنه مانده هر درخت
حسرتِ یک قطره بر انبار می‌ریزد هنوز

باد هم از خستگی، آرام راهی می‌رود
گردِ راه از شانهٔ رهوار می‌ریزد هنوز

مرغ خسته، زیرِ برگی، خوابِ باران دیده است
شوقِ یک باران به هر منقار می‌ریزد هنوز

کاش ابری از دلِ دریا گذر می‌کرد و باز
عطرِ باران روی این بازار می‌ریزد هنوز

گرچه دنیا غرقِ آتش مانده و آغوشِ تیر
بوی مهر از وعدهٔ گرما می‌ریزد هنوز

✍🏽به قلم: امیر باباجانی

شعرهنرادبیاتمتنتابستون
۱
۰
Amir babajani
Amir babajani
فیلم‌ها، سرزمینِ من و اشعار، خانهٔ من هستند؛ به شوق کارگردانی قدم بر دنیای ناشناخته‌ها میگذارم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید