Modaresii·۲ ماه پیشیازده شب و کلاچی که فرمان برد!ساعت حدود یازده شب بود. آن شب، واقعاً حالم خوب نبود. انگار تمام خستگی دنیا روی شانههایم جمع شده بود. درد عجیبی داشتم و حس میکردم باید حتم…
Modaresii·۲ ماه پیشعروسی درآتش۳... فرزندشان امیر، یک دکتر جراح قلب است و در بزرگترین و مجهزترین بیمارستان ایتالیا به عنوان بهترین دکتر مشغول به کار است.حالا میرویم سراغ…
Modaresii·۲ ماه پیشعروسی درآتش۲مریم با شوخی گفت: «جایی برای رفتن نداریم، میخوای برگردیم؟ هنوز دیر نشدهها!»محسن سکوت کرد. در مواقعی که محسن سکوت میکرد، مریم همیشه میفه…