محوِ عمود، روی صحنه تئاتر تاریخِ شهرم؛افق به غروب میرفت و خیالی بود طلوع خونین شهر، وقتی میفهمی اجتماع توی سقوط، ادعا پرواز دارند و ایمان به زنجیری بسته به آسمونِ تلخ.
شباهتِ حضورم به گذشته است...
.حوئیچِر.