ویرگول
ورودثبت نام
ستاره‌ی دنباله‌دار
ستاره‌ی دنباله‌داربا اومدنش یه آرزو زیر لب گفته میشه اما محقق شدنش بستگی به ستاره‌ی دنباله‌دار داره💫✨
ستاره‌ی دنباله‌دار
ستاره‌ی دنباله‌دار
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

حبس

حبس

«پنج سال حبس کشیدی بست نبود؟»

سرش را پایین انداخت و دستش را به سمت گردنش برد.

:«ولی من اون کارو برای خودش کردم»

بی‌‌حوصله سرش را تکان داد و با کلافگی گفت

:«نکنه یادت رفته»

مردمک چشمانش را به چپ و راست تکان داد و دوباره به او زل زد، گفت

:« ولی من برادرشم»

مرد روبه‌رویش نگران به پسر نگریست سپس گفت

:«بیخیالش شو، اون حتی نمیدونه که تو وجود داری»

حرف های مرد رگ غیطش را آبی تر کرد، او نمی‌توانست حرفایش را در ذهنش بگنجاند. او پنج سال حبس کشیده بود تا فقط خواهرش را نجات دهد، کاری را کرد که به نفع جفتشان بود اما حال او جلویش ایستاده بود و حرف از تسلیم شدن میزد. با عصبانیت به مرد نزدیک شد و یقه‌ی او را محکم در دستانش گرفت، با این کار مرد به ترس افتاد و دستانش را به نشانه‌ی تسلیم بالا گرفت سپس گفت

:«هی، جوش نیار، ببخشید»

پسر در همان حالت سرش را پایین آورد و با چشمانی اشک‌بار به مرد روبرویش نگاه کرد سپس گفت

:« می‌دونی چیه؟»

مرد سرش را به نشانه منفی به چپ و راست تکان داد سپس پسر گفت

:«همون لحظه باید از شرش خلاص میشدم»

مرد بزاق دهانش را قورت داد، پسر یقه‌ی او را جدا کرد و با دستانش صورتش را پوشاند، چشمانش را بست و دوباره آن صحنه‌ی نحس را مرور کرد.

همان صحنه‌ی نحسی که خواهرش اشک بار به زمین افتاده بود و با صدایی بلند درخواست کمک میکرد، کاش ضربه‌ی دومش را محکم تر میزد، اما خیلی دیر بود، مردهای سیاه پوست از وجود پسر با خبر شده بودند و با زبانی که برای پسر غریبه بود او را سرزنش میکردند.

مردداستاننویسندگی
۴
۱
ستاره‌ی دنباله‌دار
ستاره‌ی دنباله‌دار
با اومدنش یه آرزو زیر لب گفته میشه اما محقق شدنش بستگی به ستاره‌ی دنباله‌دار داره💫✨
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید