آخرین باری که در وبلاگم مینوشتم، حدودا ده ساله بودم. مطالبی که به اشتراک میگذاشتم معمولا مربوط به دیزنی و انیمیشنهای موردعلاقهام بود:) افراد ناشناختهی اینترنت هم که احتمالا همسن و سال خودم بودند حسابی زیر پستها نظر میدادند و من هم از اینکه دیگران پستها را میخوانند و دوستش دارند حسابی خوشحال بودم. خلاصه یکی از تفریحات کودکی من نوشتن وبلاگ بود.
زمان گذشت و من وبلاگ بلاگفا را به حال خودش رها کردم و دیگر چیزی ننوشتم. تا دو _سه سال بعد هر از گاهی به وبلاگ قدیمی سر میزدم و پستها را دوباره میخواندم تا اینکه یک روز دیگر نتوانستم آن را پیدا کنم. احتمالا به خاطر فعالیت نداشتن، خود به خود حذف شدهبود و بخشی از خاطرات کودکیم را برای همیشه با خود برد. جنازهای بود دودشده در آسمان اینترنت!
چند روز پیش بیست ساله شدم و تصمیم گرفتم که دوباره بنویسم. به تازگی با ویرگول آشنا شدم و فکر میکنم فضای دوستداشتنیای دارد که میتوانم درمورد سینما، ادبیات و اتفاقات و تجربیات خودم اینجا صحبت کنم. بیشتر برای دل خودم مینویسم اما خوشحال میشوم اگر که خوانندگانی هم پیدا کنم. ترجیح میدهم زیاد صحبت نکنم و پست را با مونولوگ بامزهای از وودی آلن تمام کنم:)
