ویرگول
ورودثبت نام
Avita
AvitaAvid for vita
Avita
Avita
خواندن ۴ دقیقه·۱۳ روز پیش

تجربه، اشتباه یا معنای زندگی؟

درود! امیدوارم زندگی بر وفق مراد تون باشه هر چند که برای من اینطور نیست...

(در ادامه بیشتر منو میشناسین🌞)

تا به خودم اومدم دیدم که ۴۳ روز دیگه پا به دنیای جوانی میگذارم و ۱۸ سالم میشه.

توی سالی که گذشت خیلی بزرگ شدم و خیلی درس و تجربه گرفتم احتمالا بزرگترین درس های زندگی که تو عمرم گرفتم. شاید ناراحت باشم که یکسری چیزها رو زود تجربه کردم و گاها بد موقع بوده ولی از طرفی هم خوشحالم که همین تجربه هایی که شاید بعضی مواقع از طرف دیگران در هنگام عصبانیت اشتباه تلقی میشه باعث شدن زودتر از هر کسی بزرگ بشم و دید ام عمیق تر بشه

بالاخره که زندگی به پایان نرسیده، ممکنه سرنوشت برات یه دری رو ببنده ولی همیشه اگه بخوای میتونی حتی یه پنجره کوچک رو پیدا کنی که سوسوی نورش میشه مرهم روحت

توی این شرایط کشور و اقتصادی و کنکور و درس هایی که از روابطم گرفتم و شکست هایی که خوردم، می تونم بگم فکر می کردم امید توی من مرده ولی وقتی دیدم بازم با این حال رویا پردازی های درون ذهنم زنده هست، امید شاید اون چیزی که فکر می کردم نبود

معتقدم معنای هر کلمه برای هر فردی فرق داره حتی معنای زندگی که خیلی تو کتاب ها دنبالش می‌گشتم اما تا وقتی آدم تجربه و زندگی نکنه نمیتونه مال خودشو پیدا کنه

خب راستش من شروع کردم به تجربه کردن

منی که آدمی بودم که فقط فکر خودش و پیشرفتش بود و بقیه برایش اهمیتی نداشتن یکدفعه افتاد توی مسیری که قلبشو باخت و حتی سلامتیش هم تحت شعاع اون فرد آسیب دید. حتی من نسبت به خانواده هم سرد بودم ولی خیلی ناگهانی معنای یه چیز جدید به نام عشق رو فهمیدم بعدش هم افتادم توی چاه...ناگفته نمونه خیلی خوش گذروندم در ازاش هم آسیب دیدم و کل اعتماد به نفسم رفت اما یاد گرفتم...یاد گرفتم و فهمیدم چه چیزهایی واقعا برام ارزش داره و اینکه خانواده ای دارم که همیشه پشتمن و در مورد همه چی میتونم بی پرده باهاشون صحبت کنم...پدری که حتی بهم گفت اگه بهت گفتن نمیتونی باید هر کار کنی که بشه حتی به حرف من هم نباید گوش بدی فقط تلاش و زندگی کن

همین الانشم اشک توی چشمام حلقه زده موقع نوشتن این متن چون چند وقتی هست که خودمو گم کردم در صورتی که من لیاقتم خیلی بهتر ازاینا بود ولی الان کاری نمیتونم بکنم جز اینکه ادامه بدم و فرصت های جدید خلق کنم و دوباره همون فردی بشم که غیرممکن رو ممکن می کرد و همیشه خودمو دوست داشته باشم و اولویت خودم باشم...اما نمیدونم ما به دنیا اومدیم که تنها باشیم ولی چرا هنوزم دنبال عشق می گردیم؟

به هر حال که الان توی مسیری ام که میخوام خودمو برای همه چیز ببخشم

آره یسری چیزا باعث شد حسرت بشه برام ولی مگه فقط زندگی همینه؟همش بستگی به دیدگاه خودمون داره

۱۷ سالگی رفت ولی من به خودم قول میدم که تا ۲۱ سالگی خیلی از هدف هامو تیک بزنم تا بهتر زندگی کنم که تجربه هام اشتباه تلقی نشه...هر چند تا الان هم عالی بودم یک سال اگه دوباره به مسیر برگردم نمیتونه خرابش کنه...درسته دانشگاه میتونستم خیلی بهتر قبول شم الانم ۵۰ روز بیشتر نمونده احتمالا اما اگه الان نشه ارشد میشه این نشه بازم یه فرصت دیگه میسازم حتی بهترشو چون الان دیگه میدونم چی میخوام

از من میشنوین به هیچکس گوش ندین برین سمت علاقتون چون گوش دادن زیاد هم باعث میشه هویت خودتون گم بشه و گیج بشید

منم تا ۵ ماه دیگه امیدوارم دانشجوی فیزیک شده باشم که دوباره مقاله نوشتن هاشو شروع کرده باشه حتی اگه بقیه بگن اه اه فیزیک چیه علاقه چیه می رفتی مهندسی پولساز...اما دیگه گوش نمیدم چون من حمایت خودمو خانوادمو دارم :) این حقیقته که تو هر چی بهترین باشی و نوآوری داشته باشی نون و آب برات هست با این تفاوت که علاقه، شوق هم با خودش میاره

من دیگه یه نوجوان ۱۷ ساله نیستم، یک جوان ۱۸ ساله ام با کلی تجربه و تلاش و دستاورد(تو نوشته های بعدیم در موردشون حرف میزنم) که خیلی زودتر بزرگ شده و الان شفاف تر میتونه همه چیز رو ببینه!

مرسی که وقت گذاشتین و خوندین...توی صفحه ام بعدا در مورد تجربه ام در رابطه با یادگیری زبان های مختلف، خودشناسی، خطاطی فارسی و لاتین، نویسندگی و فیزیک حرف میزنم...خوشحال میشم بازم مطالبم رو بخونین:) شاید جوون باشم از نظرتون اما کسایی که منو میشناسن میدونن که فقط سنم کمه...

معنای زندگیفیزیکخودشناسیرابطهعشق
۸
۲
Avita
Avita
Avid for vita
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید