ویرگول
ورودثبت نام
Sistan
Sistan
Sistan
Sistan
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

💥اضطراب

❣️"اضطراب دائم" را اگر زیر هزارلا لحاف بپیچیم و داخل صندوقچه‌ای زیر کوهی از سنگ و صخره دفنش کنیم و در واقع با بی‌خیالی و خونسردی که همان چشم بستن روی واقعیاتی‌ست که باید برای آنها چاره اندیشید مسیر زندگی را طی کنیم؛ ذره‌ای کم که نمی‌شود هیچ؛ بلکه روز به روز که نه، لحظه به لحظه به حجم و در نتیجه انفجارش نزدیک‌تر می‌شویم.

💥اضطراب به خودی خود یک حس هشداردهنده‌ی عالی‌ست که می‌تواند در بسیاری از موارد من را به فکر بیاندازد که برای مشکلی یا مساله‌ای چاره‌اندیشی کنم. نه این‌که به محض احساسش به گوشه‌ای بخزم و تحت پوششِ "منفی فکر نکردن" از زیرِ بارِ مسوولیت رفع و تصحیح اِشکالش شانه خالی کنم.

💥یکی ازین فرارها قرار نگرفتن در هیچ چهارچوبی‌ست. اصطلاحا دیدنِ از بالا یا کُل‌نگری یا سرک کشیدن به هر سوراخی با عنوان "حواس جمع بودن"؛ تا کمتر اشتباه کنم و رودست نخورم و به قولی "زرنگ" و "باهوش" باشم.

💥اما اینها به هیچ کار من نمی‌آیند چون بارها و بارها تجربه‌شان کرده‌ام و نتیجه‌ای جز پشیمانی عایدم نشده‌ست. پشیمانی همراه با اضطراب مدام که قاتل تمرکز و خودنگری و آرامش است. وقتی این عوامل نباشند طبیعتا موفقیتی در زمینه‌های روابط، شغل و عواطف نخواهم داشت. یا اگر هم توفیق‌هایی رخ دهند به سرعت پوک و پوچ می‌شوند.

💥تنها راه خلاصی ازین مصیبت تکرارشونده که هم روان و هم جسم من را تحلیل می‌بَرَد این است خود را درون چهارچوبی متعهد کنم که بتوانم با تمرکز روی توانایی‌ها و شناخت ناتوانی‌ها و حرکت بر اساس آنها هم زندگی هدفمندی داشته باشم و هم خِیرم به کسانی که با من برخورد می‌کنند برسد.

💥حال سوال اینجاست که چرا این اضطراب کُشنده را حاضریم با خود همه‌جا بِکِشیم ولی برای خود حد و حدودی تعریف نکنیم؟!

💥یکی از دلایلش این است که فکر می‌کنیم احاطه‌ی خودمان را به محیط اطراف که می‌تواند گاهی کل جهان باشد از دست می‌دهیم و آن‌وقت از جایی که انتظارش را نداریم ضربه می‌خوریم و ضرر می‌کنیم. فکر می‌کنیم اگر جامع‌الاطراف شویم و از همه‌چیز باخبر، آن‌وقت می‌توانیم جلوی هر سوءاستفاده‌ای را بگیریم و کسی فکر نکند ما ابلهیم و به خود اجازه دهد از ما سواری بگیردو بیگاری بِکِشَد. اما تجربه نشان داده که اتفاقا وقتی این‌گونه فکر می‌کنیم مدام مشغول فراهم کردن سلاحِ دِرایَت برای مقابله با سودجویان می‌شویم و به همین دلیل برای استفاده از آنها مُتِعَدّیان بی‌شماری را به زندگی خود فرامی‌خوانیم. و هر روز در فکر مهیاکردن سلاح مجهزتری برای حفظ کیان زندگی‌مان می‌شویم. درین صورت دیگر، اضطراب، بخش واجب و لازم و جدایی‌ناپذیر زیستن‌مان می‌شود. و دیگر انتهای این ماجرا معلوم نیست که چه بر سرمان خواهد آمد.

💥یا سرِ عقل می‌آییم و اضطراب را در جایگاه خودش و به عنوان هشدار می‌پذیریم و از آن استفاده‌ی بهینه می‌کنیم و یا به جایی می‌رسیم که جز نابودی خود و اطرافیان‌مان و اطرافیان‌شان کاری از دست‌مان ساخته نیست و جهانی سوخته از خود برجای می‌گذاریم.

💥اما من اگر با استفاده از هشدارهای جهان برای خود حد و مرز و هدف و انگیزه ایجاد کنم طبیعی‌ست که از یک‌سری مسائل دور و بی‌خبر می‌مانم. مسائلی که شاید آنقدرها هم به درد کاری که من انجام می‌دهم نمی‌خورند. باید این واقعیت را بپذیرم که من فقط می‌توانم به یک سمت توجه کنم؛ اگر خواهان پیشرفت و سلامت هستم. مثل موقعی‌که سمتی از زمین که در برابر خورشید است نور دارد و آن سمتِ بی‌خورشید تاریک است. من هم‌زمان نمی‌توانم در دو سَمْت باشم. مگر امکانش در سیاره‌ای غیر از زمین وجود داشته باشد و یا اگر روی این کره‌ی خاکی چنین جایی وجود داشته باشد من از آن بی‌خبرم. اما می‌دانم در بسیاری موارد این قانون صدق می‌کند.

💥زندگی دایره‌ای‌ست که از هر طرف و هرجایش راه بیوفتیم باز به خودمان برمی‌گردیم❣️

#اضطراب #چاره‌اندیشی #اضطراب_دائم #انفجار #هشدار #خونسردی #بی‌خیالی #فرار #پوشش #حواس‌جمع #باهوش #زرنگ #چهارچوب #شانه‌خالی‌کردن #سرک‌کشیدن #فضولی #آرامش #پوچ #روابط #عواطف #تمرکز #خودنگری #احاطه #ضربه #ضرر #جامع‌الاطراف #سوءاستفاده #چشم‌بستن #پشیمانی #بیگاری

اضطرابمسیر زندگیخودشناسیسلامت روانیروانشناسی
۳
۰
Sistan
Sistan
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید