ویرگول
ورودثبت نام
محمد
محمدکسی بودم مال خودم، کم کم وا دادم و عاشق شدم، این متن‌ها دلنوشته‌های یه دلداده‌ست به دلدارش، باشد که نور راه پر پیچ و خم دلباختگان باشد ...
محمد
محمد
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

ساعت

.

عزیز دل محمد!

بزار بهت بگم ساعت چطور منو یاد تو انداخت ...

بعضی آدما، پیشرفت و ارتقای روابطشون رو تو چسبیدن به هم، در همه‌ی لحظات میبینن ...

با هم بیرون باشن.

با هم سر کـــار برن.

با هم غــــذا بخورن.

اینا آدمای تک بعدی هستن که نمیشه ایرادی هم ازشون گرفت.

شخصیتشونه!

البته برای اینجور آدما دیگه پیشرفت دو نفره معنی نداره.

بازی بُرد بُردی وجود نداره.

دیگه همیشه یکی میره بالا،

و یکی دیگه چون همیشه بهش چسبیده، مجبوره فقط تو سایه‌ی حرکت اون پیش بره.

معمولا این روابط ب سمتی میره که یه نفر بالا و بالاتر میره و اون یکی فقط کنارشه و وسیله‌ی پیشرفتش.

بعضیای دیگه اما اگرچه خیلی همدیگه رو دوست دارن ...

درسته زیاد دور و بر هم نمیپلکن،

ولـی بـی یـاد دلـبـر پلـکم نــمـیزنـن ...

درسته جلـوی چشم هم آفتابی نمیشن،

ولی با نور همدیگه راهشون رو پیدا میکنن ...

درسته فضای اطرافِ همدیگه رواشغال نمیکنن،

ولــی فــکــرشـــون هـمـیـشـه مشغول همدیگس ...

اینا میدونن اگه زیاد همدیگه رو ببینن،

اگه بچسبن به هم،

نمیتونن دوطرفه بالا برن ...

ولی همین بودنشون تو زندگی هم و حمایت دورادورشون از هم، میشه چسب زندگیشون و نردبون پیشرفتشون.

مثل عقربه های «ساعت»!

که اگه مدام به هم بچسبن، دیگه جای ساعت روی دیوار خونه و مچ دست و بالای موبایل آدما نیست.

دیگه ساعت حذف میشه از زندگیا ...

ولی اگه تو هر شصت دقیقه، فقط یه بار همدیگه رو ببینن، میشن چراغ راه اون عاشقی که چشم ازشون برنمیداره، تا وقت دیدار یارش برسه ...

خدا کنه عقربه‌های هیچ ساعتی هیچوقت به هم نچسبن،

که از این طرف یه دل‌بسته فکر کنه وقتش نرسیده و از اون طرف یه دلداده فکر کنه وقتش داره تموم میشه ...

اما چه ساعت بایسته، چه عقربه‌ها بخوابن، دل من و ❤️تو❤️ راه خودش رو بلده ... چون توی دل عاشق، همیشه وقتشه ...

ساعتعشقپیشرفت شخصیرابطهعاشقانه
۹
۴
محمد
محمد
کسی بودم مال خودم، کم کم وا دادم و عاشق شدم، این متن‌ها دلنوشته‌های یه دلداده‌ست به دلدارش، باشد که نور راه پر پیچ و خم دلباختگان باشد ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید