حریر مردمک هایت
استغنای گرماست زمستان را
درز این پنجره
تنها
به قوام بوی تو بسته می ماند
و تندیس تو در هاه من
تبلور آرزوییست
نطفه در مادیان چشمت
که دندان
بر گونهی من می ساید
به هنگام بوسه ای
🕯🕯🕯
فرهان منظری"آهو"
دفتر: وای!من ستاره ای را قورت دادهام!