ویرگول
ورودثبت نام
پاراگراف|حنانه سندگل
پاراگراف|حنانه سندگل
پاراگراف|حنانه سندگل
پاراگراف|حنانه سندگل
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

مَدرازما

*موجودی افسانه‌ای

* شجاعت‌سنج

*شخصیتِ منفورِ داستان

*زامبی زمانِ معاصر

*هربار به یک شکل با سلیقه‌ی گوینده‌ی داستان

*سلاحِ کاربردیِ مادر‌بزرگ‌ها

*ترومای دروانِ کودکی

*در گویش‌های مختلف:

مدوزما(هرمزگان) _ مرتزما(لرستان)_ مردآزما(خراسان جنوبی)_ جوان آزما(کردستان)_مدرازما(سیستانی)

*اصطلاح‌های مشابه:

آقا دزده میاد می برتت_ ممد قلی رو صدا کنم_ لولو تو شلوارته و...

*ریشه‌ی کلمه:

از مرد( مردانگی و دلاوری) + آزما( آزمودن) تشکیل شده که به معنی آزمایشِ مردانگی و به عبارتی سنجشِ میزانِ شجاعتِ آدمی است.

*کاربرده‌ شده در:

این کلمه در کتابِ" کوچه‌"ی احمد شاملو به عنوانِ" مردآزما "معرفی شده.

ودر کتابِ" شما که غریبه نیستید" هوشنگ مرادی کرمانی هم "من دزما" خوانده‌شده.

نمونه داستانِ خراسانی:

نیمه‌شب، مردی تنها در بیابان راه می‌رفت. ناگهان بزغاله‌ای کوچک جلوی پایش ظاهر شد و گفت: «نترس، من مدرازما هستم.» مرد با تعجب ایستاد. بزغاله ادامه داد: «اگر مرا برداری، به تو آسیبی نمی‌رسد.» مرد بزغاله را در آغوش گرفت، اما ناگهان بزغاله تبدیل به کودکی شد که در آغوشش گریه می‌کرد. مرد نترسید، کودک آرام شد و ناپدید گشت. از آن شب به بعد، مرد دیگر هرگز از تاریکی نترسید.

۱۴۰۴/۶/۸

داستاننوشتناساطیرواژه
۴
۰
پاراگراف|حنانه سندگل
پاراگراف|حنانه سندگل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید