
*موجودی افسانهای
* شجاعتسنج
*شخصیتِ منفورِ داستان
*زامبی زمانِ معاصر
*هربار به یک شکل با سلیقهی گویندهی داستان
*سلاحِ کاربردیِ مادربزرگها
*ترومای دروانِ کودکی
*در گویشهای مختلف:
مدوزما(هرمزگان) _ مرتزما(لرستان)_ مردآزما(خراسان جنوبی)_ جوان آزما(کردستان)_مدرازما(سیستانی)
*اصطلاحهای مشابه:
آقا دزده میاد می برتت_ ممد قلی رو صدا کنم_ لولو تو شلوارته و...
*ریشهی کلمه:
از مرد( مردانگی و دلاوری) + آزما( آزمودن) تشکیل شده که به معنی آزمایشِ مردانگی و به عبارتی سنجشِ میزانِ شجاعتِ آدمی است.
*کاربرده شده در:
این کلمه در کتابِ" کوچه"ی احمد شاملو به عنوانِ" مردآزما "معرفی شده.
ودر کتابِ" شما که غریبه نیستید" هوشنگ مرادی کرمانی هم "من دزما" خواندهشده.
نمونه داستانِ خراسانی:
نیمهشب، مردی تنها در بیابان راه میرفت. ناگهان بزغالهای کوچک جلوی پایش ظاهر شد و گفت: «نترس، من مدرازما هستم.» مرد با تعجب ایستاد. بزغاله ادامه داد: «اگر مرا برداری، به تو آسیبی نمیرسد.» مرد بزغاله را در آغوش گرفت، اما ناگهان بزغاله تبدیل به کودکی شد که در آغوشش گریه میکرد. مرد نترسید، کودک آرام شد و ناپدید گشت. از آن شب به بعد، مرد دیگر هرگز از تاریکی نترسید.
۱۴۰۴/۶/۸