امروز از بچههای کلاس خواسته بودم تا برای تکلیف داخل کلاس؛ تیپکال مادرهای ایرانی را توصیف کنند و شخصیتی برای مامان خود بسازند.
یکی از بچهها، مادر خود را شخصیت بد داستان تبدیل کرد چون به نظرش، کسی که خشونت کلامی و لحن انتقاد گونه دارد، به درد شخصیت خوب داستان نمیخورد.
و دیگری، مادرش را شخصیت مثبت و اصلی داستان که شاهزاده شهر پریان بود، تبدیل کرد وبه نظرش رفیقترین آدم دنیا، مادر اوست.
شاید بهتر است برای کودکانمان که فقط قد کشیدند، کمی بیشتر مهربانی و همدلی کنیم، آنها هنوز فرق بین دوستی خاله خرسه و دوستی حقیقی را نمیبینند.