ویرگول
ورودثبت نام
نسترن پیریان
نسترن پیریاننوشتن، اولین راه برای درمان!
نسترن پیریان
نسترن پیریان
خواندن ۲ دقیقه·۱۳ روز پیش

حرف‌ زدن با پله‌ها

مدت‌هاست که دست از این من کشیده‌ام!

از این تن، از این بدن، از هر چیزی که متعلق به من است، متنفر هستم.

روزهاست که هیچ حقی با من نیست؛ حق را برای همیشه هدیه داده‌ام به این‌ها.

چیزی برایم معنا و مفهوم سابق بر این را ندارد.

فکر می‌کنم تمام دنیا ایستاده‌اند و با چیزی شبیه به کِل کشیدن یا کف زدن همگانی‌شان، من را مسخره می‌کنند.

این وسط آدم‌ها هر روز و هر روز و حتی بیشتر از قبل درگیر تشویش شخصیت من هستند.

از حرف زدن با آدما می‌ترسم.

راستش با آدم‌ها حرفم نمی‌آید؛ اما تا دلت بخواهد می‌توانم با درخت‌های خواب و زشت زمستانی، گل‌های غمور و پژمرده حیاط حرف بزنم.

حتی پله‌ها!

امروز با پله‌های حیاط هم حرف‌ها می‌زدم.

حرف زدن با درخت‌ها و پله‌ها را دوست داشتم؛ آنها هیچ‌وقت راجع‌به من و شخصیت بیخود و ناقص من حرفی نمی‌زنند.

هیچ‌وقت قرار نیست نگران شکستن قلب پله‌ها شوم.

یا نگران شنیدن حرف‌هایی که به درخت گفتم از نقی و تقی نمی‌شوم.

حرف‌هایم برای پله و درخت تا ابد راز می‌مانند.

اما این آدمیزادها چی؟

روزهای زیادی‌ست که از عروسک‌ها عکس گرفته‌ام؛ احساس می‌کنم زشت‌ترین عکس‌های دنیا متعلق به من و عروسک‌هایم هستند.

امروز پوستم از همیشه کدرتر بود، لب‌هایم از کویر لوت هم خشک‌تر.

قلبم هر لحظه می‌خواست از تنم جدا شود.

خون‌ها به پاهایم نمی‌روند؛ اعتصاب قلم پاهایم را می‌بینم. یخ هستند و ثابت.

دست‌ها جور دیگری اعتراض کرده‌اند.

دست‌هایم مثل مار پوست می‌اندازند، باورتان می‌شود؟

دکتر می‌گفت واکنش دفاعی بدنت در برابر استرس ناشی از دوران این است.

به او گفتم: نمی‌دانم آقای دکتر. شما تا به‌حال دست بودید؟ شاید اگر من دست بودم، رگ‌هایم را تبدیل به استخوان سخت می‌کردم. این دست‌ها دردشان چیز دیگری‌ست؛ خودم بهتر می‌دانم.

دلم می‌خواهد بستن کمر همت به آسانی بستن چادر رنگی‌ای بود که بی‌بی به کمرش می‌بست. اما از بستن کمربند آتشین هم سخت‌تر است.

وگرنه کمر همت را می‌بستم و به تمام این اعضا و جوارح که در حال متلاشی کردنم هستند می‌گفتم: هر کس خواست بماند، هر کس نخواست راه باز است و جاده هم دراز.

آن وقت شاید یک انسان بی‌پوست، بی‌مو و حتی بی‌قلب شادتری باشم.

شاید شادی‌ام در قبرستان نهفته بود.

شاید...

حرفدرختغم
۷
۱
نسترن پیریان
نسترن پیریان
نوشتن، اولین راه برای درمان!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید