واقعیت این است که زندگی کردن به این سادگی ها هم نیست زندگی به شما اجازه نمی دهد که به طور کامل آن را تجربه کنید باید صبور باشید و بی وقفه تلاش کنید تا بتوانید زندگی را با تمام وجود زیست کنید و اگر زودتر از موعد فراتر از چیزی که باید بخواهید زندگی شما را مجازات می کند و این مرا همواره می آزارد.
اگر می خواهید عاشق شوید در خوش بینانه ترین حالت حداقلش باید خودتان را دوست بدارید که این برای من ناممکن است البته اگر بخواهیم بحث های مالی و اقتصادی را نادیده بگیریم اگر بخواهید روابط دوستانه ی دانشجویی را تجربه کنید که البته می توانند آسیب زننده و هم خوب باشند باید ساعت ها مطالعه کنید و چند میلیون کتاب بخرید و قسمت جالب ماجرا اینجاست وقتی به موقعیتی که سالها آرزویش را داشتی می رسید می فهمید آن قدر ها هم آن اتفاق خاص نبوده است و بعد از مدتی در زندگی تان تکراری می شود و اگر هم خیلی خاص باشد فقط اینقدر مشغولتان می کند که در زندگی عقب می افتید و به هدف های بعدی تان نمی رسید.
زندگی نه خوب است و نه بد بلکه عجیب است بعضی روزها حسی به شما می دهد که انگار هیچوقت نخواهید مرد و بعضی مواقع تمام تلاشتان را می کنید که از خودکشی دوری کنید.
زندگی ناامید کننده است گاهی اوقات بهتر از چیزی است که باید باشد و گاهی مسخره تر از هر چیزی که تا به حال خلق شده.
در دوران زیبای کرونا که انگار دنیا به آخر رسیده بود گوشه ی خانه افتاده بودم و با نفسی که بالا نمی آمد بی وقفه می نوشتم و با خود گفتم اگر دنیا به حالت قبل برگردد به دانشگاه می روم و نیمه ی گمشده ام را پیدا می کنم یک زندگی جدید می سازم بعد از اینکه دنیا به روال روزمره ی مسخره اش برگشت به دانشگاه رفتم در رشته ای که عاشقش بودم و همه چیز عالی بود تا اینکه نیمه ی گمشده ام را پیدا کردم او هر حرفی را از چشمانم می خواند او خود من بود که از وجودم جدا شده بود قیافه اش علایقش آهنگ هایی که گوش می داد کتاب هایش همه چیز هیچ فرقی با من نداشت و بعد همان روز بود که فهمیدم که بودن با نیمه ی گمشده تان چقدر وحشتناک است واقعیت این است ما همه از جنبه های زیادی از وجودمان نفرت داریم و نیمه ی گمشده ی ما در آن بخش های نفرت انگیز وجودتان به کمال رسیده پس چاره ای جز دوری از نیمه گمشده تان نخواهید داشت حتی اگر پیدایش کنید.
زندگی ملال آور است اما در این بین زیبایی های کوچکی دارد که واقعا می ارزد سالها بی حوصلگی و از خواب بیدار شدن های بی دلیل را تحمل کنی تا به آن قسمت ها برسی
وقتی آهنگی خیال انگیز گوش می کنم وقتی در پاییز باران می بارد و در کوچه های شهر قدم می زنم وقتی عابری را می بینم که به من لبخند می زنم وقتی قهوه ای می نوشم که مزه اش از تمام قهوه هایی که نوشیده ام شگفت انگیز تر است به یاد می آورم زندگی همین اتفاقات کوچک است زندگی همان بوسه ی کوتاهی است که قلبت را بعد از سالها به تپش می اندازد برای زندگی کردن به دنبال فرصت های بزرگ نباشید فرصت های بزرگ توهماتی بیش نیستند که شاید هیچوقت از راه نرسند این بار که از خواب بلند شدید و شروع به خواندن کتاب و نوشیدن قهوه کردید یا زمانی که از گروهی از غریبه ها در کوچه ای تاریک کتک خوردید بدانید که دارید طعم زندگی را می چشید در هر موقعیتی که هستید قدرش را بدانید چه مثل من در یک جهنم دائمی باشید چه در بهشت برین چون در زمانی که انتظارش را ندارید همین زندگی عجیب جایش را به پوچی ابدی می دهد پس نفس بکشید و مثل من زندگی را با تمام وجود بچشید.

