Mah·۴ روز پیشاین روزها..سهشنبه بود، فکر کنم.از آن روزهایی که هیچ اتفاق مهمی در آن نمیافتد، اما شب که میشود دلت نمیآید تمامش کنی.عصر، پنجره را باز گذاشته بودم.…
Mah·۲۲ روز پیشچه سود؟گر نگفتی دوستم داری به وقتِ بودنمروی سنگِ سردِ قبرم گل نشاندن، چه سود؟گر نپرسیدی ز احوالم میانِ روزگاراشکِ حسرت بعدِ مرگم چکاندن، چه سود؟یک…
Mah·۱ ماه پیشزندگی چیست؟زندگی شطرنجیست که بدون رضایت ما آغاز شده، صفحه را از پیش چیدهاند، مهرهها نام ما را دارند و قواعد را کسانی نوشتهاند که خودشان هرگز باخت…
Mah·۱ ماه پیششب دوباره آمده..شب دوباره آمده و من با خودم فکر میکنم چطور همهچیز میتواند تمام شود، بیصدا، بیهیاهو.. درست مثل چراغی که قبل از خاموش شدن حتی آخرین جرقه…