ناشناس·۶ روز پیشفرشتگان بیبالاین را مینویسم که اگر هر اتفاقی افتاد، زمانی که ما رفتیم و شما ماندید، شما رفتید و آنها آمدند، این کرهی خاکی بداند که هیچ کودکی در جهان،…
ناشناس·۱ سال پیشروزمرگیهر روز صبح شهر از خواب بیدار میشود. مردم، روزشان را شروع میکنند و مانند روزهای دیگر، کارهای هرروزشان را تکرار میکنند. یک زندگی تکراری...…
ناشناس·۱ سال پیشدلایل زندگیچطور آن اتفاق افتاده بود؟صدای بازی بچه ها از پارک به گوش میرسید. کودکانی که فارغ از هر آلایش و خستگی، با شور، هیجان و معصومیت کودکانهشان…
ناشناس·۲ سال پیشاووقتی نامش را میشنوم، روحم به پرواز درمیآید. چیز زیادی از او نمیدانم اما او از همهی اسرارهای من آگاه است.در هنگام ناراحتی،فکرش مرا سرحال…
ناشناس·۲ سال پیشارزشبعضی چیزها تعداد دارند.سه مداد،بیست شاخه گل،دو عدد سیب. برخی هم اندازه.یک کیلو پیاز،یک سبد شکلات،یک قفسه کتاب. و اما بعضی قیمت دارند.گوشت س…