Madad Luna·۱۹ روز پیشایستگاه بارانی I قسمت اول ☔قسمت اول بارون ریز میبارید و من کنار ایستگاه اتوبوس ، زیر چتر ایستاده بودم. خیابون تقریباً خالی بود و فقط صدای تیکتاک برج ساعتِ وسط میدون…
Madad Luna·۱ ماه پیشخنده عشق 💗الیزابت عزیزم.سلام ...این نامه را با تمام وجودم ، برای تو مینویسم دختر دوست داشتنی من. زمانی را به یاد می آورم که مادرت ، تو را در همین ات…
Madad Luna·۱ ماه پیشعطر لیمو 🍋پیراهن گلداری که خاله سوزان برایم سوغاتی اورده را میپوشم.چقدر زیبا . رقص کنان به دور خودم میچرخم و آهنگ زندگی را با حرکات دستانم ؛ مینوازم.…