ویرگول
ورودثبت نام
روان تنظیم
روان تنظیممحمود دلیر عبدی نیا - روانشناس تربیتی - مدیر مجله اینترنتی روان تنظیم و مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی - مشاور و مربی راهبردهای یادگیری-مطالعه و یادگیری خودتنظیم، و مربی خلاقیت
روان تنظیم
روان تنظیم
خواندن ۷ دقیقه·۳ ماه پیش

یک راهنمای ۱۵ مرحله‌ای برای تقویت هوش

یک راهنمای ۱۵ مرحله‌ای برای تقویت هوش 

ببینید، هوش مانند یک عضله است؛ اگر آن را ورزش ندهید، ضعیف می‌شود. بسیاری از مردم فکر می‌کنند که هوش چیزی است که یا با آن متولد می‌شوید یا نه. این کاملاً اشتباه است! هوش یک فرآیند مداوم است و می‌توانید هر روز کمی آن را بهبود بخشید. ما اغلب ذهن را به عنوان یک ظرف خالی می‌بینیم که باید پر شود، اما در واقعیت، هوش بیشتر شبیه یک موتور پیچیده است که نیاز به سوخت‌گیری مداوم و روغن‌کاری منظم دارد. حتی بهترین موتورها هم اگر ماشین را روشن نکنید و آن را در حال حرکت نگه ندارید، خراب می‌شوند. نکته کلیدی این است که بدانید چگونه آن را ورزش دهید. این یک تعهد روزانه است، درست مانند ورزش برای حفظ سلامت جسمی. تفاوت این است که نتایج رشد ذهنی بسیار دائمی‌تر و ماندگارتر است.

اولین قدم این است که مانند سقراط شوید! این به چه معناست؟ به این معنی است که از پذیرش کورکورانه هر چیزی که به شما گفته می‌شود دست بردارید. از خود بپرسید "چرا؟" و "چگونه؟" این کنجکاوی فعال بهترین سوخت برای مغز است. وقتی اطلاعاتی را که دریافت می‌کنید زیر سوال می‌برید، آن را زیر سوال می‌برید و به دنبال علت اصلی آن می‌گردید، مغز شما مجبور می‌شود شبکه‌های عصبی جدیدی برای پردازش این عدم قطعیت‌ها بسازد. این فرآیند پرسشگری، ذهن را از حالت منفعل خارج کرده و آن را در حالت پرسشگری مداوم قرار می‌دهد. این امر نه تنها درک عمیق‌تری از مفاهیم به شما می‌دهد، بلکه توانایی شما را برای تفکر انتقادی نیز تا حد زیادی افزایش می‌دهد.

همانطور که در روانشناسی و علوم اعصاب توضیح داده شده است، مغز ما هنگام برخورد با محرک‌ها دو حالت اصلی دارد: یا به سمت چیزی متمایل می‌شود (حالت رویکرد) یا از آن فرار می‌کند (حالت اجتناب ). وقتی کنجکاو هستید، سوال می‌پرسید و به طور فعال به دنبال پاسخ هستید، مغز خود را در "حالت متمایل" نگه می‌دارید. این امر مغز را در معرض دوپامین (یک انتقال‌دهنده عصبی مرتبط با پاداش و یادگیری) قرار می‌دهد و محیطی ایده‌آل برای تشکیل سیناپس‌های جدید فراهم می‌کند. از سوی دیگر، پذیرش منفعل، مغز را در حالت صرفه‌جویی در انرژی قرار می‌دهد و هیچ یادگیری واقعی رخ نمی‌دهد.

یکی از ساده‌ترین و قدرتمندترین کارهایی که می‌توانید برای تقویت هوش خود انجام دهید، یادگیری یک کلمه جدید هر روز است. این باید سیستماتیک باشد. فقط یادگیری آن کافی نیست؛ شما باید حداقل یک بار از آن کلمه در مکالمه یا نوشتار خود استفاده کنید تا واقعاً مال شما شود. به عنوان مثال، اگر کلمه "optimal" را یاد گرفته‌اید، سعی کنید امروز از آن کلمه برای فکر کردن در مورد بهترین راه انجام کاری استفاده کنید. هر کلمه جدید به شما ابزاری جدید برای تفکر می‌دهد. اگر واژگان محدودی دارید، نمی‌توانید افکار پیچیده را بیان کنید زیرا ابزار زبانی ندارید.

وقتی کلمه جدیدی یاد می‌گیرید، بروید و بفهمید که از کجا آمده است! به عنوان مثال، ریشه کلمه "News" از چهار جهت اصلی می‌آید: شمال، شرق، غرب و جنوب. دانستن تاریخچه کلمات یا عبارات (مانند "the bee's knees" که به معنی عالی است) نه تنها جالب است، بلکه ارتباطات عمیق‌تری را در ذهن شما ایجاد می‌کند. این به مغز شما کمک می‌کند تا کلمه را در یک زمینه تاریخی و معنایی بزرگتر قرار دهد، که به نوبه خود به تقویت "حالت تکیه" کمک می‌کند زیرا یادگیری از سطحی به عمیق حرکت می‌کند.

مغز مانند یک خانه آجری است که باید آجر به آجر ساخته شود. مهم نیست چقدر مطالعه می‌کنید، مهم این است که هر روز مطالعه کنید. اگر امروز فقط یک صفحه از یک کتاب علمی را بخوانید، بهتر از این است که اصلاً مطالعه نکنید. برای ایجاد اعتماد به نفس، با موضوعاتی که کمی آسان‌تر هستند شروع کنید و سپس به تدریج به سراغ موضوعات چالش‌برانگیزتری بروید که نیاز به تمرکز بیشتری دارند. این ارتباط کوچک، قانون رشد نمایی را در مغز فعال می‌کند. با گذشت زمان، این عادت کوچک نتایج بزرگی به بار می‌آورد.

در عصر دیجیتال، ما همه چیز را در گوگل جستجو می‌کنیم. اما یک فرهنگ لغت و یک فرهنگ جامع به ما کمک زیادی می‌کند. اینها ابزارهای ضروری برای توسعه دانش هستند. چرا؟ چون جستجوهای آنلاین اغلب شما را به یک لینک هدایت می‌کنند و تمرکزتان را از دست می‌دهید. اما ورق زدن فرهنگ لغت باعث می‌شود چند مترادف ببینید و این پیمایش بصری باعث ایجاد ارتباطات بیشتر در مغز می‌شود و یادگیری را فعال‌تر می‌کند.

آن کتاب‌ها و ابزارهایی که ذکر کردیم (مانند اطلس‌ها، دایره‌المعارف‌ها یا حتی یک فرهنگ لغت فیزیکی) نباید در کمد خاک بخورند. آنها باید روی میز مطالعه شما یا جایی باشند که زیاد می‌نشینید. آنها باید همیشه در دسترس باشند. هر زمان که احساس بیکاری کردید، می‌توانید به سراغ آنها بروید. این دسترسی فیزیکی، اصطکاک برای شروع یادگیری را کاهش می‌دهد. اگر نیاز دارید پنج دقیقه به دنبال منبعی بگردید، مغز شما به سراغ تلفن و رسانه‌های اجتماعی‌تان می‌رود.

به یاد داشته باشید که مغز شما نیاز به شارژ مجدد دارد و یادگیری فقط زمانی که بیدار هستید اتفاق نمی‌افتد. تحقیقات نشان می‌دهد که اگر حداقل شش تا هشت ساعت خواب شبانه داشته باشید، توانایی شما برای به خاطر سپردن و تثبیت اطلاعاتی که در طول روز آموخته‌اید به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد. در طول خواب عمیق (NREM)، مغز اطلاعات را از هیپوکامپ به قشر مغز منتقل می‌کند و ارتباطات را تقویت می‌کند. اگر به اندازه کافی نخوابید، مثل این است که کتابی بخوانید اما سیم‌کشی نهایی را انجام نداده باشید؛ همه چیز پراکنده می شود.

ما باید یاد بگیریم که «همه چیز را زیر سوال ببریم». این به معنای بدبین بودن نیست، بلکه به معنای جستجوی حقیقت و اعتبار است. اگر همه چیز را بدون سوال بپذیریم، هرگز قادر به تغییر یا پیشرفت نخواهیم بود. پیشرفت واقعی، چه در علم و چه در زندگی شخصی، از دانش جدید و زیر سوال بردن وضع موجود حاصل می‌شود. اگر نظریه‌ای را می‌پذیرید، سعی کنید استدلال‌هایی برای رد آن پیدا کنید. این تناقض درونی، عمق درک را چند برابر می‌کند.

یک واقعیت جالب این است که ما فقط از بخش کوچکی از پتانسیل شناختی مغز خود استفاده می‌کنیم. این بدان معناست که پتانسیل ما بی‌نهایت نامحدود است! هر کلمه جدید، هر معادله‌ای که حل می‌کنید، مثلاً اصول اولیه جبر خطی را یاد می‌گیرید، یا هر مفهوم جدیدی که یاد می‌گیرید، مانند کششی کوچک بر روی الیاف مغز شما عمل می‌کند و ظرفیت ذهنی شما را برای مواجهه با چالش‌های بزرگتر آماده می‌کند.

وقتی صحبت می‌کنید، نحوه صحبت کردن شما اهمیت دارد. سعی کنید از جملات عامیانه و ناقص کمتر استفاده کنید و جملات کامل، دقیق و واضح بگویید. این تمرین مغز شما را مجبور می‌کند قبل از صحبت کردن، ساختار منطقی یک جمله را پیاده‌سازی کند. نحوه صحبت کردن شما اولین و سریع‌ترین راهی است که مردم هوش و دانش شما را قضاوت می‌کنند، بنابراین از کلمات به عنوان یک ابزار استفاده کنید، نه یک مانع.

یک ترفند جالب برای تیز کردن ذهن این است که وقتی یک کتاب جدید را شروع می‌کنید، ابتدا فصل آخر را بخوانید! این کار مغز شما را قبل از شروع به حالت پیش‌بینی و درک ساختار کلی کتاب می‌برد. سپس، وقتی به فصل اول برمی‌گردید، مغز شما فعالانه‌تر به دنبال ارتباط بین مقدمه و نتیجه‌گیری خواهد بود. این کار به طور چشمگیری سطح درگیری ذهنی شما را با متن افزایش می‌دهد.

اگر خواندن یک مفهوم یا کتاب برای شما خیلی دشوار است، فقط پنج دقیقه در روز روی آن تمرکز کنید. نکته مهم این است که متوقف نشوید. این اصل شبیه فرآیند همگرایی در ریاضیات است. خواندن مقدار کمی از چیزی چالش برانگیز هر روز در نهایت آن را برای شما قابل درک‌تر می‌کند زیرا اجازه نمی‌دهید که سکون رکود ذهن شما را فرا بگیرد. به جای اینکه منتظر یک روز بزرگ برای مطالعه باشید، از قدرت لحظه­های کوچک استفاده کنید.

در نهایت، هوش ساخته نمی‌شود، بلکه یکپارچه می‌شود. این یکپارچه‌سازی به توانایی ترکیب استدلال منطقی، دایره لغات گسترده، درک عمیق از دنیای فیزیکی و اجتماعی و همچنین رسیدگی به نیازهای اساسی (خواب و تغذیه مناسب) اشاره دارد. هوش یک کل واحد است و همه این اجزا باید در هماهنگی کامل باشند.

با تمرکز بر این ۱۵ مرحله به عنوان ارکان اصلی، نه تنها دانش شما افزایش می‌یابد، بلکه توانایی شما در پردازش و خلق ایده‌های جدید نیز به طور قابل توجهی رشد خواهد کرد. امتحان کنید!

خلاصه واژگانی

5 کلمه کلیدی که بیشترین مفهوم کلی و محوری را پوشش می‌دهند:

سقراطی/پرسشگری (Socratic/Questioning): اشاره به زیر سوال بردن و کنجکاوی فعال به عنوان سوخت مغز.

حالت رویکرد (Toward State): وضعیت ایده‌آل مغز که با کنجکاوی و علاقه فعال می‌شود و یادگیری را تسهیل می‌کند.

واژگان/لغت (Vocabulary): اهمیت یادگیری روزانه کلمات جدید به عنوان ابزاری برای تفکر پیچیده.

تکرار (Repetition): نقش حیاتی عادت‌سازی روزانه و تکرار برای نهادینه کردن دانش.

خواب (Sleep): تأکید بر استراحت کافی برای تثبیت و تقویت اطلاعات آموخته‌شده در مغز.

تکرارخواب
۰
۰
روان تنظیم
روان تنظیم
محمود دلیر عبدی نیا - روانشناس تربیتی - مدیر مجله اینترنتی روان تنظیم و مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی - مشاور و مربی راهبردهای یادگیری-مطالعه و یادگیری خودتنظیم، و مربی خلاقیت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید