ویرگول
ورودثبت نام
مسعود نظری منش
مسعود نظری منشکارآفرین - فاندر استارت آپ دیجی رفاهی (پلتفرم مدیریت خدمات رفاهی کارکنان)
مسعود نظری منش
مسعود نظری منش
خواندن ۷ دقیقه·۴ سال پیش

مدیتیشن با کلمات آسمانی

سوره حمد، از طرف خداوند نازل شده ولی برای تکرار از زبان انسان! پس حتما معنا و قدرت فرکانسی مهمی درون عبارتهاش نهفته هست ...
سوره حمد، از طرف خداوند نازل شده ولی برای تکرار از زبان انسان! پس حتما معنا و قدرت فرکانسی مهمی درون عبارتهاش نهفته هست ...


به نام خداوندِ بی نهایت بخشنده و بی نهایت مهربانی که درون تک تک سلول های بدن من و همه موجودات هستی حاضر است، امروزم را شروع میکنم!

خدایی که بخشنده و مهربان است را قبول دارم، نظاره می کنم، احساس میکنم و اتصالم را به او در هرلحظه برقرار میکنم!

حمد و سپاس و ستایشم را فقط و فقط به او می دهم، چون او پروردگار و آفریننده همه جهان هایی است که من در ذهن خودم نمی توانم جای بدهم ولی به وجود آنها از قدرت الهی باور دارم!

او خدایی است که از درونِ من به من جزا و پاداش می دهد و در روز پایان بازیِ هستی، او صاحب اختیار و تصمیم گیرنده و حسابرس است!

من در این لحظه و درتمام این روز، از او یاری می طلبم و فقط از او اطاعت میکنم، هدایت های الهی او را انجام می دهم و برای هر ابهام و مسئله ای، چه کوچک و چه بزرگ، چشم امیدم فقط و فقط به سمت راهنمایی ها و گشایش های اوست!

خدایا، ای خدای درونم، من را به راهِ راست، راهِ مستقیم، راهِ عالی، راهِ پرمنفعت و پرثمری که به صلاح تمام لحظات زندگیِ اکنون و آینده ام هست هدایت کن!

می دانم که بدون هدایتِ تو قطعا به راه حل های غلط، راه های دورتر و یا به راهی که هیچوقت به وصل تو نخواهد انجامید، دچار خواهم شد!


توضیح: می دونستید یکی از آفت های بزرگ ذهن ما، قدرت حفظ کردن اطلاعات هست! وقتی ذهن اطلاعاتی رو حفظ میکنه، دیگه قادر هست با صرف یکصدم انرژی قبلی و بدون نیاز به تمرکز بالا، اون اطلاعات رو بازخوانی بکنه! البته این بار دیگه اون دقت و توجه رو روی جزئیات اون اطلاعات به خرج نمیده!

برای درک این موضوع کافیه تا اولین روزهای یادگیری رانندگی یا دوچرخه سواری رو با زمانی که دیگه حرفه ای شدید و قادر بودید پشت فرمان خودرو و در حین رانندگی هفت عمل اصلی رو انجام بدید مقایسه کنید!

درسته، آفت این نقطه ی قوت ذهن، همون اُفت توجهی هست که انسان رو از رسیدن به درک عمیق تر اون تجربه و دریافت غنی ترِ آگاهیِ نهفته در هر لحظه از زندگی محروم می کنه و به عبارت بهتر، این آفت ذهنی انسان رو از لذت بردن دوباره از اتفاقات تکراری محروم میکنه! می پرسی چطور؟

مثل اینکه شنیدن یک ترانه برای اولین بار، برای آدم خیلی لذت بیشتری داره و دفعات بعد دیگه تکراری به نظر میاد و کم کم تبدیل به یک شعر عادی و حتی خسته کننده میشه!

باران و رعد و برق هم همون اولش که بارندگی شروع میشه زیبا و رویایی به نظر می رسند ولی بعد از یک ساعت ذهن ما فیلترشون میکنه و در حد یک صدای شُرشُر، بی اهمیتشون میکنه و میگرده دنبال یک چیز قابل توجه تر!

قدرت فیلتر کنندگی ذهن به اندازه ای ناقلا هست که اگر عاشق پرنده و گیاهان هم باشی، بازم بعد از دو روز سفر به شهرهای شمالی، زیبایی جنگل رو در ذهنت عادی جلوه میده و به نظرت صدای آواز پرنده ها و تنوع بی نظیر گیاهان خیلی عادی و دم دستی به نظر میرسه، اینجاست که چشم آدم از نوشیدن زیبایی بی پایان نهفته در این پدیده ها محروم میشه و به دنبال یک چیز جدیدتر چشم چرانی می کنه!

من متوجه شدم که همین اتفاق برای من در مورد مفاهیم شعر ها و غزل های فاخر و حتی آیه های قرآن افتاده! چون زیاد به گوشم خوردند، من نسبت به معنای عمیق اون ها بی حِس شدم!

و فهمیدم که علی رغم تاکیدی که روی قدرت نهفته در فکر و کلام انسان وجود داره (و دیگه شکی راجع بهش ندارم)، هیچ عبارت تاکیدی که از روی عادت و بدون توجه قلبی بیان بشه، قطعا قادر به ایجاد هیچ تغییری در زندگی ما نخواهد بود! چون بصورت وِرد و یک صوت تکراری برخواسته از روی قدرت حافظه بیان شده اند و هیچ احساس و توجهی از قلب ما به اون کلمات تزریق نشده!

با همین نگاه بود که یک روز صبح بعد از یک مدیتیشن دلچسب و پیاده روی صبحگاهی در پارک، تصمیم گرفتم مثلا سوره ی حمد رو برای خودم با توجه قلبی و مراقبه گونه مرور کنم! به نحویکه معنای واژه هاش رو در درونم احساس کنم، طوریکه انگار خودم می خوام این عبارت ها رو به خدا بگم؟ و نتیجه اش این شد که دیدم واااااااااااای خدای من چه تجربه متفاوتی و چه حال خوبی بهم داد! دیگه تکراری و خسته کننده نبود! بلکه باورهای جدید و درک خیلی جدیدی بهم داد که از ته قلبم قبولش داشتم! چون خودم به فهمش رسیده بودم و مثل ادبیات دینی اجباریِ دوران مدرسه تلخ و بی فایده نبود!

و بعد از این تجربه شروع کردم به تمرکز و توجه به همه شعرها و متن ها و ذکرهایی که تا بحال شنیده بودم و از روی عادت ذهنی به سادگی ازشون عبور کرده بودم! مثلا فهمیدم که من به همه غزل های حافظ که توسط هنرمندان بزرگ داخلی اجرا شده اند، به دلیل تکرار زیاد از صدا و سیما آلرژی پیدا کردم و هیچوقت دوست نداشتم دوباره بخونمشون!

و در یک تجربه غیر اتفاقی! یک مرتبه زوم کردم روی عبارت "الله اکبر" ! دقت کردم تا ببینم من از این عبارت چه باوری رو توی وجودم فراخوانی میکنم؟ متاسفانه یا خوشبختانه هشیار شدم به اینکه من در دلم اصلا به معنای این عبارت باور نداشتم!!! و صدایی در ذهنم وجود داشت که میگفت "روی کاغذ و در حد تئوری {خدا بزرگتر از آن است که وصف شود} ولی در واقعیت که نمیشه فقط به امید خدا بمونی؟ پاشو فکرِ نون کن که خربزه آبه!"

و هشیار شدم به اینکه من صرفا بصورت لفظی و از روی احترام به مشاعر مذهبی این عبارت ها رو تکرار میکنم و تقریبا به هیچکدوم از اونها باور قلبی ندارم! چون علی رغم اینکه هزاران بار در زندگیم این عبارتها رو تکرار کرده بودم ولی حتی یکبار درباره هیچکدام تفکر و تحلیل قلبی نکرده بودم تا در ذهنم فهم عمیق تری از این واژه ها ایجاد بشه! و اینجا بود که فهمیدم پشت همه تقلاها و جان کندن های من برای موفقیت، این باور پنهانه که "شاید خدا بزرگه ولی کاری برای تو نمی کنه، یا نمیخواد بکنه!!" تازه فهمیدم که طبق قانون باورها (که میگه جهان مثل آینه بازتاب باورهای ما رو به خودمون بر می گردونه و ما همیشه با آن چیزی روبرو می شویم که در نتیجه باورهامون فرکانسش رو با رفتار، گفتار و کردارمون ارسال کردیم) عجیب نیست که دعاهای من به درِ بسته می خوردند، چون من اصلا باور نداشتم که خداوند دعای من رو میشنوه و کاری از دستش برمیاد!

درحالیکه الان حداقل میتونم تصور کنم اگر کسی عبارت "الله اکبر" رو با حس عمیق معنای بلندش در تمام وجودش به زبان بیاره، مگر مسئله ای در این جهان هست که تاب مقاومت در برابر عظمت این اسم رو داشته باشه و با این ذکر محو و نابود نشه؟ اگر من از ته قلبم و با یقین کامل به این حقیقت که خدای بزرگ از نزدیکترین فاصله صدام را می شنوه اون را صدا بزنم، کدام گره در کدام مسئله هست که باز شدنی نباشه؟؟؟
ملاصدرا
ملاصدرا

کم کم به سراغ معانی الحمدللّه، سبحان الله و ... هم رفتم. تجربه اش اونقدر لذتبخش بود که شما رو هم دعوت میکنم به این نوع مراقبه! مراقبه با معانی عبارت های آسمانی! هر چه آگاهی نصیبتون شد نووش جان! پیشنهاد میکنم دوباره معنای مراقبه گون سوره حمد که در بالا نوشتم رو مطالعه کنید و هر معنای جدیدی از قلبتون جاری شد رو برای خودتون بهش اضافه کنید و از این به بعد با اون معنا با خدا صحبت کنید ....


سایر مقاله هایی که خودم بیشتر دوستشون دارم :

https://vrgl.ir/J8VI7


https://vrgl.ir/rVTO7




مراقبهمدیتیشنخودشناسیبسم اللهقرآن
۱۰
۲
مسعود نظری منش
مسعود نظری منش
کارآفرین - فاندر استارت آپ دیجی رفاهی (پلتفرم مدیریت خدمات رفاهی کارکنان)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید