ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۲۱ روز پیش

داستان: «اتاقِ سرد»

آژیرها شهر را می‌لرزاند. گفته بودند بمبی جایی کار گذاشته شده. در بازداشتگاه، مردی با دستبند نشسته بود؛ تروریستِ دستگیرشده.

سرگرد کیانی با صدایی خسته گفت: «وقت نداریم… فشارش بدین.»

ستوان جوانی که تازه پدر شده بود، نگاهش روی عکس دخترش در کیفش گیر کرد و آرام گفت: «شکنجه نه.»

همه برگشتند سمتش. یکی پوزخند زد: «اخلاق‌ بازی؟ مردم می‌میرن!»

ستوان گفت: «اگر امروز شکنجه را مجاز کنیم، فردا مرزش کجاست؟ اعترافِ زیر شکنجه یعنی اطلاعاتِ آلوده؛ آدم برای قطع درد، هر چیزی می‌گوید. ما هم وقتِ شهر را با دنبال کردن دروغ‌ها می‌سوزانیم.»

او درخواست کرد تیم مذاکره و تحلیل بیاید. دوربینِ بازجویی روشن ماند. حقِ تماس محدود داده شد. فشار قانونی روی شبکهٔ ارتباطی‌اش رفت: ردیابی تماس‌ها، بررسی دوربین‌های مسیرهای احتمالی، پرسش‌های دقیق و قابل راستی‌آزمایی.

ساعت‌ها گذشت. بالاخره یک سرنخ واقعی از داده‌ها بیرون آمد، نه از فریاد.

وقتی بمب پیدا شد، سرگرد زیر لب گفت: «امشب… هم شهر موند، هم ما آدم موندیم.»


درس کوتاه:

شکنجه استثنا نمی‌پذیرد: هم از نظر اخلاقی انسان را می‌شکند، هم از نظر عملی اطلاعاتِ بی‌اعتبار تولید می‌کند. راه درست، بازجوییِ حرفه‌ای، مذاکره، فشار قانونی و کار اطلاعاتیِ داده‌محور است؛ نجات جان‌ها بدون قربانی کردن انسانیت.

#خط_قرمز #نه_به_شکنجه #اخلاق #امنیت #قانون

گر این نوع نوشته‌ها برایت الهام‌بخش است،

در Threads با من همراه شو:
@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:
@mindprism

شکنجهشهردرس زندگیداستان کوتاه
۰
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید