ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

داستان «لایک‌ها»

امیر آن شب پستی دربارهٔ مهربانی نوشت.

متنی زیبا؛ دربارهٔ این‌که «دنیا با محبت بهتر می‌شود.»

چند دقیقه بعد،

لایک‌ها و پیام‌ها پشت سر هم آمدند.

«چقدر قشنگ نوشتی.»

«کاش همه مثل تو فکر می‌کردند.»

«حال دلم خوب شد.»

امیر لبخند زد.

حس کرد کار بزرگی کرده است.

در همان لحظه،

نگاهش به تماسِ از دست‌رفته‌ای افتاد.

مادرش بود.

یادش آمد صبح گفته بود:

«امشب یه زنگ بزن… دلم برات تنگ شده.»

امیر چند لحظه به صفحهٔ گوشی خیره ماند.

در همان صفحه‌ای که مردم برای مهربانی‌اش دست می‌زدند،

او ساده‌ترین کارِ مهربانی را انجام نداده بود.

آرام گوشی را برداشت و شماره گرفت.

مادرش با صدایی گرم گفت:

«سلام پسرم… منتظر صدات بودم.»

امیر همان لحظه فهمید:

گاهی آدم‌ها برای دنیا حرف‌های بزرگ از مهربانی می‌زنند،

اما نزدیک‌ترین آدمِ زندگی‌شان منتظر یک تماس ساده می‌ماند.


درس کوتاه:

مهربانی واقعی

اول در نزدیک‌ترین رابطه‌ها دیده می‌شود،

نه در لایک‌های اینترنتی.

#مهربانی #صداقت #خانواده #مسئولیت #زندگی

اگر این نوع نوشته‌ها برات الهام‌بخشه،

در Threads همراهم باش:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

روبیکا رو انتخاب کردم تا جمعی از دانش‌آموزهای جدی‌ترم اونجا کنار هم باشیم و ارتباط‌مون حفظ بشه؛

مخصوصاً وقت‌هایی که نت ملی میشه و بعضی پلتفرم‌ها از دسترس خارج می‌شن.

مهربانیصداقتدرس زندگیداستان کوتاه
۱۳
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید