ویرگول
ورودثبت نام
مرتضی مهراد
مرتضی مهراد
خواندن ۱ دقیقه·۱ سال پیش

لبخندی برای مریض

تصور کن عزیزی در بستر بیماری است. تو می‌روی به دیدنش. می‌دانی مهم‌ترین کاری که انجام می‌دهی چیست؟

لبخند می‌زنی! بی‌آن‌که بدانی لبخند می‌زنی تا بداند اوضاع مرتب است و قلبش آرام بگیرد.

پس امروز اگر حالت خوب نیست و دوست داری آرام شوی، به قول فروغ که می‌گفت:

از آینه بپرس نام نجات دهنده‌ات را

امروز در آینه به خودت لبخند بزن!

اگر کاری می‌کنی به کارت هم لبخند بزن. آن کار و شاید خودت، آن بیماری باشید که نیازمند یک لبخند پرمهر است.

شاید ناگهان همه‌چیز را دوا نکند، ولی قلبت را گرم می‌کند و جسارت پیدا می‌کنی برای گذر از سختی.

لبخند، حتی اگر پنهان، راهش را به قلب آدمی پیدا می‌کند.
لبخند، حتی اگر پنهان، راهش را به قلب آدمی پیدا می‌کند.

مطالعه‌ی بیشتر:

زندگی خوب چیز زیادی لازم ندارد؟

مرتضی مهراد در اینستاگرام و تلگرام

لبخندآرامشبیماریفروغ فرخزادشعر
اندیشه‌هایی برای بهتر زیستن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید