Parham.Saboor·۱۱ روز پیشطفلنام دفتر :یک روایت ۱۰۰سالهقالب شعر:سپیدادامهی شعرفروغ فرخزاداین گونه مینویسمانگار که طفلی در اولین تبسم خود پیر گشتهمن آن تبسمِ نخستینمکه…
رهرو·۱۸ روز پیشبگیریم یا ببخشیم؛ چرخهای که از آن غافلیممهم برونریزی است؛ وگرنه «گنداب» میشود درونمان.
.یلدا.·۲۱ روز پیشگوشوارهای از گیلاسِ سرخگیلاس، پاسارگاد.مهرداد عزیز میم.سین از من خواست شعرهایم را از دفترچهی کوچکم بیرون بیاورم و برایش بخوانم پس مینویسم:معشوق…
باران·۳ ماه پیش«او»...نوشته ای که در ادامه میخونید رو نمیدونم چرا نوشتم !حتی میخواستم عنوان کنم که ردش کنید .یادمه بچه بودم یه قسمتی از فیلم آتش بس بود که آ…
little MATHILDA·۴ ماه پیشآیا می شود باغچه را به بیمارستان برد؟و او هم می ترسد از تصور بیهودگی این همه دست، و از تجسم بیگانگی این همه صورت.
Lady noon·۴ ماه پیشمن اگه شاعر بودم...من اگه شاعر بودم چشماتو غزل میکردم،زلفاتو مثنوی...خودمم میشدم شاعرهی دیوانهی دلسوخته!اما خب شاعر نیستم و تهش بتونم یه نویسندهی قلابی…
ابوالفضل ناصریدرآبی بنفش·۴ ماه پیشخانه سیاه است - ۱۳۴۱ | لباسی از جنس جذامیادداشتی بر مستند دیدنی «فروغ فرخزاد»
فرانک یعقوبیان·۵ ماه پیشیلدای فرانکتمامی حقوق مادی و معنوی این اثر محفوظ است.کپیبرداری و استفاده از محتوا بدون اجازه از نویسنده=پیگرد قانونی
آنه^^درنامـهای به تو که نمیخوانی·۶ ماه پیشهزار و یک شب در کنار توروزی در میان همین کلمات، به آغوش تو بازخواهم گشت.