
درباره زمین نرم
زمین نرم مجموعه داستان کوتاهی است نوشته آیین نوروزی که من قبلاً هم رمان کوتاهی از او به نام دستگاه گوارش خوانده بودم. در این متن اما میخواهم درباره کتاب زمین نرم بنویسم. در متنهای قبلیام به خصوص در متنی که برای کتاب رؤیا نوشته بودم از کارکردهای ادبیات گفته بودم و نوشته بودم که بازنمایی یک برهه تاریخی میتواند یکی از کارکردهای ادبیات یا متون ادبی باشد. به نظرم داستانهای کوتاه زمین نرم میتوانند بازنمایاننده برخی از عادات، هنجارهای اجتماعی یا کلیشههای رفتاری گروهی از جامعه ایران در برهه تاریخی خاصی باشد. هر متن بخشی از این رفتارها را تبدیل به موضوع داستان خود میکند.
به عنوان مثال موضوع یکی از داستانها انتخاب استوری اینستاگرام برای روکمکنی است. موضوع داستان دیگر لاغری است. داستان دیگری درباره دعوت توریستها به خانه خود است که زمانی با به وجود آمدن اپهایی موضوع مورد بحث جامعه شده بود و ... .هر چند که طبقه اجتماعی اشخاص عجیب است و میتوان گفت در همه داستانها شخصیتها از طبقات فرادست جامعه هستند ولی میتوان همچنان توصیفات را بازنمایاننده عادات و رفتارهای این گروه از جامعه دانست. برای کتاب زمین نرم این ویژگی یک خصوصیت مثبت به شمار میرود ولی کافی نیست. چرا؟
برای آن که هیچ کدام داستاند حول یک موقعیت شکل نمیگیرند تا از طریق آن شخصیت مجبور به انتخاب شود و ما به دیگر ویژگیهای شخصیت پی ببریم. در واقع هر بار نویسنده موقعیت را برای ما شرح میدهد و به جای آن که به ما نشان دهد، شخصیت چگونه با موقعیت روبهرو میشود، مسیری را تعریف میکند که در طی آن شخصیت با موقعیت مواجه شده. بگذارید مثالی بزنم.
در یکی از داستانها شخصیت اصلی مردی است که گالری نقاشی خود را در بولونیا برگزار میکند و دوست دختر خود را هم همراه خود به بولونیا برده. فردی در فیسبوک نشان میدهد که نقاشیها شخصیت اصلی ما کپی نقاش دیگری است و شخصیت ما اقرار میکند که افشای این حقیقت زندگی عاطفیاش را بر هم میزند.
حالا ما به عنوان خواننده میخواهیم ببینیم که شخصیت اصلی ما تن به حقیقت میدهد و زندگی عاطفیاش را با چالش روبهرو میکند یا دروغ میگوید و به هر شکلی شده از زندگی عاطفیاش محافظت میکند. ما به این شکل به هنجارهای اخلاقی و باورهای شخصیتمان پی میبریم ولی نویسنده راه دیگری انتخاب میکند. برای ما تعریف میکند که چگونه این دو نفر با هم آشنا شدهاند و چگونه شخصیت اصلی تصمیم گرفته نقاش شود و .... که همه اینها میتوانست پیشداستانی باشد که مخاطب برای داستان تخیل کند.
نویسنده از این طریق نه تنها جلوی تخیل مخاطب را میگیرد، بلکه امکان شخصیتپردازی و تشریح موقعیت را هم از خود میگیرد. این گونه به نظر میرسد که مسئله نه تنها برای ما و نویسنده که حتی برای شخصیتها هم بیاهمیت است که اگر اهمیت داشت بخش عمده داستان به حل مشکل شخصیت اختصاص مییافت و نه به تعریف زوایدی که چندان اهمیتی برای ما و داستان ندارد. راه دیگر برای دفاع از این اثر دربرابر نقد مذکور این است که بگوییم نویسنده از این طریق طنز ایجاد میکند. به این شکل که نشان میدهد شخصیت به چه اندازه برای حل این مسئله جزیی ناتوان است یا مسئلهای کوچک زندگیاش را با چالش بزرگی روبهرو کرده. راستش را بخواهید باز نظر من منفی است. طنز زمانی ایجاد میشود که مسئله بسیار بزرگتر از توانایی شخصیت باشد اما شخصیت هم مذبوحانه تلاش کند. این که او هم تلاشی نکند، به نظر ما به عنوان مخاطب میرساند که مسئله از اساس برای او بیاهمیت بوده.
با همه این تفاسیر به نظرم آیین نوروزی قلمی خواندنی دارد و اگر کتابی خواستید که با آن سرگرم شوید یا از زاویه دیگری به عادات روزمره نگاه کنید، پیشنهادکردنی است. برای آیین نوروزی آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم در این روزها همچنان بنویسد.