محمد بیاتی | شاعر و فیلمساز
من محمد بیاتی هستم؛ تجربهی من در روایت از تصویر آغاز شد و به نوشتن رسید.
سالها با نگاه تصویری و کارگردانی به جهان نگاه کردهام و بعدها شعر، شکل دیگری از همان نگاه شد.
برای من، نوشتن ادامهی دیدن است؛
و شعر، ادامهی صحنههایی است که هنوز ساخته نشدهاند.
شعر سپید کوچه
محمد بیاتی
کوچه
برگشتم!!!
وقتی ابرها به نظاره نشستند
و خورشید
به شبنشینیِ ماه رفت
به کوچهای برگشتم
که خاکش
نوازشگر پای کودکیمان بود
و فریادهای کودکانه
در ترکهای دیوار
جا مانده بودند
درهای چوبی
با چفتی آهنی
و پنجرهای
که دستان دختری عاشق
برای گرفتن شاخهگلی
از آن بیرون میآمد
صدای دورهمی زنها
زیر دالان کوچه
جاری بود
هنوز
تو را به خاطر دارم
آن روز را
که حریر وجودت
گره بر بندهای دلم انداخت
ما فرزندان دیروزیم
محمد بیاتی
درباره این صفحه
در این صفحه، شعرها و نوشتههای من منتشر میشود؛
متنهایی دربارهی خاطره، فقدان، انسان، و تصویرهایی که هنوز در ذهن ماندهاند.
هدف این نوشتهها
ثبت تجربهی زیستن در قالب تصویر و کلمه.
در حافظهی ما نفس میکشند