هفتهای یکبار یک جلسهی رواندرمانی (با نوشتن) برای خودمان در نظر بگیریم.
پیشنهاد میشود این کار را در یک نرمافزار واژهپَرداز - مانند Microsoft Office Word یا نرمافزارهای دیگر - انجام بدهید که قابلیت قفل نمودن با رمز هم داشته باشد. نسبت به کاغذ و خودکار که قفل کردن آن دشوارتر از یک فایل کامپیوتری است.
این کار به این صورت انجام میشود: مانند یک جلسهی رواندرمانی، یک روز مشخص را در هفته انتخاب کنیم. ساعتاش میتواند متغیر باشد، اما بهتر است روز-اَش را تغییر ندهیم. و هفته ای یکبار فایل مربوط به آن را باز کنیم و به اندازهی تقریباً یک الی دو ساعت بدون وقفه در آن بنویسیم.
میتوانیم یک رمز هم برای آن در نظر بگیریم. هدف از این قفل کردن فایل با رمز، این است که در این فایل متعلق به جلسهی رواندرمانی، خیالمان از این بابت که کسی جز خودمان نمیتواند آن را بخواند راحت باشد تا در نتیجهی آن، خودسانسوریمان به حداقل برسد.
شاید در ابتدا کمی سخت به نظر برسد. اما باید این نکته را مدام به خودمان یادآور شویم که هدف از تدارک دیدن این سند دیجیتال یا برگهی یادداشت اصلاً تمرین تقویت عضلات نویسندگی یا بهکاربردن تکنیکهای مختلف نوشتن نیست. بلکه فقط و فقط حرفهایی نامنظم است که با چشمان بسته به ذهنمان میرسند و اگر در یک جلسهی رواندرمانی بودیم، آنها را بر زبان میآوردیم. این حرفها قرار نیست ساختارمند باشند یا صنایع ادبی خاصی در خود داشته باشند، بلکه فقط قرار است از ذهنمان بیرون بریزند.
فقط در قسمتهایی سعی میکنیم خوشیها یا ناخوشیهایمان را به صورت خودجوش به خاطرات دوران کودکیمان متصل کنیم. اما در این خصوص هیچ اجباری وجود ندارد و این قسمتاش کاملاً اختیاری است.
برای مثال من با خودم قرار میگذارم که هر هفته روزهای جمعه، دو ساعت برای نوشتن در این فایل وقت بگذارم. اما اگر کمتر از دو ساعت هم شد هیچ اشکالی ندارد. چیزی بین یک الی دو ساعت به نظرم حالت آرمانی آن است، اما میتواند گاهی کمتر هم وقت صرف آن کرد. مهمتر این است که این تعهد هفتگی از بین نرود. حتی اگر برای پنج دقیقه هم شده، هفتهای یکبار به این جلسات و فایل نوشتاریمان سری بزنیم و جملهای هرچند کوتاه به آن بیفزاییم.
ضمناً پیشنهاد میشود تاریخ هر روزی که به این فایل چیزی اضافه کردیم، به صورت یک هدینگ / سرتیتر قرار بدهیم تا بعداً از نظر تاریخ دستهبندی شده باشد و مشخص باشد یادداشتهای هر بخشی متعلق به کدام روز و تاریخ هستند.
نکتهی مهمی که در پایان باید خاطرنشان کنم، این است که این جلسات به هیچوجه قرار نیست با جلسات رواندرمانی واقعی مقایسه شوند یا بخواهند جایگزین آن بشوند.
این ایده به هیچوجه قرار نیست برای شخصی که نیاز جدی به جلسات رواندرمانی دارد، به عنوان روشی جایگزین معرفی شود. اما میتواند در کنار جلسات واقعی نیز - با مشورت پزشک متخصص مربوطه - مورد استفاده قرار گیرد.