ویرگول
ورودثبت نام
فرشته سنگیان
فرشته سنگیانعاشق مطالعه، نویسنده ی کتب : "مشتاق پرواز"، "داستان واره هایم"، "راهی"، "ضریح شب"، "وادی هفتم"، "قفل دلتنگی"
فرشته سنگیان
فرشته سنگیان
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

امان از بی‌خوابی!

امان از بی‌خوابی!

دیشب همین که سر بر بالین گذاشتم خوابم برد! ولی چند لحظه بعد، ناگهان از خواب پریدم!

چه کوتاه نافرجامی!

جرعه ای آب خوردم و تلاش کردم تا دوباره به خواب بروم، اما دیگر خوابم نمی برد!

ساعتی از این پهلو به آن پهلو شدم و در نهایت خواب آلودگی مراقب ذهنم بودم که در دریای افکار و خاطرات آزاردهنده لنگر نیندازد!

با اینهمه چند توقف داشت که سریع، هشیار شدم و تغییر مسیر دادم!

البته در بعضی مواقف هم به خودم اجازه می دادم که وارد مباحث فلسفی و ریشه هایش بشوم و با جریانی کنکاشگرانه جلو بروم تا بلکه به پاسخ هایی قانع کننده و معقول در باب آفرینش و هستی شناسی برسم!

پس از چند ساعت تفکر... دیگر سکوت شب با سوتی در گوش هایم همراه شده بود و گهگاه نیز صدای آزاد شدن انرژی از سطح اجسام دور و بر، مثل کمد و کتابخانه و پنجره ها به گوش می رسید! دیگر کلافه شده بودم و با چشمان بسته در رختخواب در برابر بیخوابی مقاومت می کردم!

بارها پیش آمده بود که پس از یک خواب کوتاه، سرحال بیدار شده باشم که هربار خود را به مطالعه مشغول می کردم اما این بار با یک خستگی جسمانی و کم خوابی مواجه بودم به طوری که کشش بیدار ماندن را نداشتم.

سحر که شد همه ی کسانی را که می شناختم، به خاطر آوردم و از اعماق وجودم برای شان دعا کردم و در بعضی مواقع غرق در جریان مشکلات شان می شدم و بعد امیدوارانه آرزوی حل آن مسائل را می کردم.

از جا برخاستم و پس از نیایش و ... ساعتی نشستن، این بار بسیار سبکبال به رختخواب بازگشتم! کم کم صدای پرندگان به گوش می رسید و من مست از خواب، نفس هایی بی صدا کشیدم و بدون هیچ فکری، بالاخره به خواب عمیقی فرو رفتم!

#فرشته_سنگیان

خواببی خوابی
۰
۰
فرشته سنگیان
فرشته سنگیان
عاشق مطالعه، نویسنده ی کتب : "مشتاق پرواز"، "داستان واره هایم"، "راهی"، "ضریح شب"، "وادی هفتم"، "قفل دلتنگی"
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید