
فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت در پاسخ به اظهارات ترامپ در عربستان عنوان کرد: چون اینجا سرزمین شعر و ادب است و فرهنگ در مورد اظهارنظر در مورد موضوعات داخلی کشور من عرض میکنم که ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست.
روزی روزگاری، در سرزمینی پهناور که سیمرغی باشکوه حاکم آن بود، همه چیز به ظاهر عالی به نظر میرسید.
یک روز، سیمرغ باشکوه به دستشویی رفت تا کارش را انجام دهد. ناگهان برق رفت و در تاریکی مطلق در دستشویی گیر افتاد. سیمرغ با عصبانیت فریاد زد «این دیگر چه وضعیست؟ دستور میدهم برق فورا سر کارش حاضر شود!». در همین احوال، مگسی بدون اجازه وارد دستشویی شد. مگس ناقلا دور سر سیمرغ میچرخید و نمیخواست برود. سیمرغ که از تاریکی و مزاحمت مگس کلافه شده بود، داد زد: «ای بیادب، بیاجازه وارد مشو! اینجا قلمرو سیمرغست نه جولانگه تو! زود از اینجا بیرون برو!»
اما مگس بیرون نرفت و گفت «اوه اوه! بابا، بزرگ! بابا مقتدر! بابا هژمون منطقه! میخوای من رو از دستشویی بندازی بیرون؟ بگو ببینم، اگه نخوام برم بیرون چطوری بیرونم میکنی؟»
مگس در ادامه گفت «سوالی دارم که اگر پاسخ بدهی میروم بیرون.»
سیمرغ گفت «زود بپرس که حالم خوب نیست.»
مگس گفت «چرا تو کشور نه آب داریم نه برق داریم نه گاز داریم و نه هوا؟!»
سیمرغ با غرور گفت «اینها که تقصیر من نیست. تقصیر دشمنان است.»
مگس پرسید «پس تو چکاره بودی اینجا؟ چطوره که قدرت اجرایی دشمنانت در اینجا بیشتر از قدرت اجرایی توئه؟ چطور آنها توانستن آب و برق رو قطع کنن اما تو نتوانستی وصل کنی؟»
سیمرغ گفت «ای بیبصیرت. این حرفها به تو نیامده. اینها همهاش کار دشمنانست! دشمنان این خاک و ملت باعث شدهاند آب و برق و گاز قطع شود. تو دشمن را نمیشناسی. تو بصیرت نداری.»
مگس گفت «چرا این دشمنها فقط تو رو هدف گرفتن و با بقیه کاری ندارن؟ اصلا مگه فقط تو دشمن داری؟ مگه سایرین دشمن ندارن؟»
سیمرغ که هنوز روی توالت نشسته بود، دستانش را زیر چانه گذاشت و با صدایی پرطمطراق شروع کرد به تعریف از خودش و دستاوردهایش: «من یاور محرومانم! من با امپریالیسم و جنایتکاران جنگیدم! من پوزه آنها را به خاک مالیدم. به خاطر همین دشمن دارم!»
مگس گفت «آها، پس همه این مشکلات به خاطر قهر و مبارزه توئه؟ خیلی هم خوب!»
مگس پرسید «این همه مبارزه تو با امپریالیسم و جنایتکاران تابحال نتیجه هم داشته؟»
سیمرغ گفت «به وقتش!»
مگس پرسید «تابحال یه کشور امپریالیسم و جنایتکار را به سزای عملش رسوندی؟»
سیمرغ گفت «به وقتش!»
مگس پرسید «آیا تابحال یک کشور محروم و فقیر رو آباد کردی؟»
سیمرغ گفت «به وقتش!»
مگس گفت «پس همینجا بشین تا وقتش فرا برسد.»
و رفت.
سیمرغ که در توهمات خود غوطه ور بود متوجه منظور مگس نشد.
با آرامش خاطر شماره دو اش را انجام داد و آفتابه را برداشت تا برای نظافت پرش کند. اما...
اما دید آب هم قطع است!!!

«در حالی که شما بلندترین آسمانخراشهای جهان را در جده و دبی ساختهاید، بناهای تاریخی تهران از سال ۱۹۷۹ در حال فروپاشی و تبدیل شدن به آوار و خاک هستند. مدیریت اشتباه چندین ساله دولت ایران باعث شده است تا این کشور با قطعی برق چندساعته و روزانه روبه رو شود.»
رئیس جمهوری آمریکا در ادامه سیاه نمایی های خود علیه ایران ادعا کرد:
«زمانی که تواناییهای شما صحرا و بیابان را به زمین کشاورزی تبدیل کرده است، دولت ایران با فساد خود زمینهای کشاورزی را به بیابان تبدیل کرده است. آنها حتی مافیای آب دارند که با خشک کردن رودخانهها ثروتمند میشوند و اجازه نمیدهند مردم ایران آب داشته باشند.»
ترامپ در اظهارات خود مدعی شد:
«زمانی که کشورهای عربی در حال تبدیل به ستون ثبات و تجارت در جهان هستند، دولت ایران درحال دزدیدن ثروت مردم ایران است و با تامین مالی تروریستها، جهان را به آشوب میکشند. دولت ایران همچنین یک منطقه را به آشوب کشیده است. دولت ایران در تلاشی برای حفظ دولتی درحال سقوط در سوریه به کشتار مردم سوریه دست زد. اکنون سوریه را نگاه کنید.»
او در ادامه اظهارات خصمانه اش ادعا کرد:
«دولت ایران با تأمین نیروی نیابتی خود در لبنان، یعنی حزبالله، لبنان را که پایتخت آن زمانی پاریس خاورمیانه نام داشت، نابود کرده است. همه این بدبختی قابل اجتناب بود. اگر دولت ایران به جای ایجاد هرج و مرج روی ساخت و توسعه این کشور تمرکز میکرد، میتوانست پیشرفت کند.»
پینوشت -۱- این داستان بینمک توسط هوش مصنوعی تولید شده است!
پینوشت -۲- ما مردم ایران همینجا اعلام میکنیم که اسیر سیاهنماییهای رییسجمهور معلوم الحال آمریکا نشده و نخواهیم شد.
پینوشت -۳- عکسهای تولید شده توسط AI از رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ در لباس سنتی سعودی، و دخترش ایوانکا با لباس و قهوه سنتی عربی:

آیا سقوط لیبی تقصیر آمریکا بود؟
از میان اتفاقات و اخبار کشورمان
ایران؛ زمانی که جور دیگری بودیم
یک پیشنهاد برای حل مساله فلسطین