سلام
داشتم یس میخوندم مثل همیشه که بین آیات ۸,۹,۱۰ این سوره گیرافتادم ، یعنی به فکر فرو رفتم و برام جالب شد تا بیشتر راجع بهش بفهمم برای همین از هوش مصنوعی پرسیدم:
از کجا معلوم ما مصداق آیه های ۸ ، ۹ ، ۱۰ سوره یس نباشیم؟
هوش مصنوعی:
سوال بسیار عمیق و متفکری است. پرسش شما نشان میدهد که قرآن را با جان و دل میخوانید و خود را در برابر آیات آن مسئول میدانید. بیایید این آیات و تطبیق آن بر خودمان را دقیقتر بررسی کنیم.
اول: نگاهی به آیات ۸ تا ۱۰ سوره یس
إِنَّا جَعَلْنَا فِی أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِیَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ﴿۸﴾ وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ ﴿۹﴾ وَسَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ ﴿۱۰﴾
ترجمه:
«ما در گردنهایشان غلها نهادیم، پس [آن غلها] تا چانهها رسیده و [در نتیجه] سرهایشان به بالا گرفته شده است (و راه حق را نمیبینند). (۸)
و از پیش روی آنان سدی قرار دادیم و از پشت سرشان سدی. پس بر چشمانشان پرده کشیدیم، در نتیجه نمیبینند. (۹)
و بر آنان یکسان است؛ چه آنان را بیم دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمیآورند. (۱۰)»
این آیات حال گروهی را توصیف میکند که قلبشان مُهر خورده و به مرحلهای از اصرار بر کفر و غفلت رسیدهاند که گویی غلهایی بر گردن و پردههایی در برابر چشمان و سدهایی در اطرافشان قرار داده شده است.
پاسخ به پرسش اصلی: "از کجا معلوم ما مصداق این آیات نباشیم؟"
این پرسش، پرسش یک مؤمن نگران است. یک منافق یا شخص بیخبر هرگز چنین سوالی از خود نمیپرسد. حقیقت این است که خود این نگرانی، نشانه مصداق نبودن شماست. اما برای بررسی دقیقتر، چند نکته کلیدی را باید در نظر گرفت:
۱. این آیات درباره "حالتی نهایی" سخن میگویند، نه "حالتی موقت"
این آیات توصیف کسانی است که پس از سالها عناد، تکبر و ردّ حق، به مرحلهای رسیدهاند که دیگر هیچ هدایتی در آنان اثر نمیکند. این یک "عذاب استدراجی" است؛ یعنی خداوند آنان را به حال خود رها کرده و راه بازگشت را بر آنان سخت میکند. این، حالتی است که پس از مرگِ دل و تاریکیِ جان حاصل میشود.
۲. نشانههای مصداق بودن این آیات:
اگر کسی مصداق این آیات باشد، این ویژگیها را دارد:
· بیاثر بودن دعوت حق: وقتی آیات قرآن یا سخن پیامبر(ص) و امام(ع) را میشنود، هیچ تأثیری در قلبش ندارد. نه میترسد، نه به فکر فرو میرود.
· انکار لجوجانه: انکار او از روی لجاجت و بدون هیچ دلیل عقلانی است.
· احساس بینیازی از هدایت: خود را کاملاً بینیاز میبیند و احساس نمیکند که به راهنمایی نیاز دارد.
· عدم نگرانی: چنین شخصی هرگز نگران این نیست که مبادا جزو این گروه باشد! چون اساساً خود را سالم میپندارد.
۳. نشانههای مصداق نبودن شما (بر اساس همین سوال):
· خودارزیابی: شما در حال بررسی خود و تطبیق آیات بر خویشتن هستید. این یعنی قلب شما زنده است و میترسد که در مسیر غلطی قرار گیرد.
· ترس از غفلت: همین نگرانی، بزرگترین نشانه آن است که هنوز پرده کامل بر چشمان و دل شما نیفتاده است.
· توجه به هشدارهای قرآن: شما دارید با آیات قرآن محاسبه نفس میکنید که این خود، عین هدایتپذیری است.
راهکار عملی: چگونه از مصداق شدن در امان بمانیم؟
نگرانی شما بسیار مقدس است. به جای ترس فلجکننده، از آن به عنوان موتور محرکه برای تقوا و بازگشت به خدا استفاده کنید. این توصیهها میتواند کمککننده باشد:
۱. دعا و تضرع: همیشه از خداوند بخواهید که شما را از "قلب زنگارگرفته" و "دل مُهرخورده" پناه بدهد. دعاهایی مانند "اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفة عین" (خدایا مرا حتی به اندازه یک چشم برهم زدن به خودم واگذار مکن) بسیار مؤثرند.
۲.توبه مستمر: همواره با توبه و استغفار، قلب خود را پاک و صیقل دهید.
۳.همنشینی با قرآن: دائماً با قرآن مأنوس باشید. همین که آیاتش را میخوانید و در مورد مصداقش از خود سوال میپرسید، یعنی قرآن در حال تأثیرگذاری بر شماست.
۴.مراجعه به روایات: در روایات اسلامی تأکید شده که مؤمن همواره بین "خوف" و "رجا" (ترس از عذاب خدا و امید به رحمت او) زندگی میکند. نگرانی شما همان "خوف" سالم است که مانع غفلت میشود.
۵.عمل صالح: همواره به کارهای نیک و خدمت به خلق مشغول باشید. عمل صالح، نورانیت قلب را افزایش میدهد و مانع از تاریکی دل میشود.
نتیجه گیری:
سوال شما خود، بزرگترین دلیل بر مصداق نبودن شماست. کسی که در قفس این آیات اسیر شده، نه سوالی دارد، نه نگرانی دارد و نه تلاشی برای خروج از آن وضعیت. شما با این پرسش، نشان دادهاید که در جاده هدایت در حرکتید و از خطرات کنار جاده آگاه هستید.
این نگرانی را به عنوان یک "هشداردهنده درونی" بپذیرید که شما را بیدار نگه میدارد، نه به عنوان یک "حکم قطعی" که شما را مأیوس کند. ادامه این خودارزیابی و توکل بر خدا، شما را از افتادن در دام چنین سرنوشتی مصون میدارد.
