نسیم حسینپور·۹ ساعت پیشقماردست کشیدم روی موهایتکم شدهاند، قدرِ پرِ کاهیکاهی بود موهایت که زنده شدمزنده شدم و دیدم مژههایت بلند شدندآنقدر بلند که ببافمشان و بیندازم…
نسیم حسینپور·۹ روز پیشسرابِ کبودچرخ.صدای چرخِ گوشت اذیتم میکرد. ضبط را بلند کردم و حواسم را پرتِ سوتی که توی گوشم پیچیده بود. مادرم از آشپزخانه صدایم زد تا بروم کمکش برای…
نسیم حسینپور·۱۰ روز پیشکجا با این عجله، بودی حالالایی کشید، اُفتادم توی ماشین، دهسالگی، جاده چالوس. مامان و خواهرم غرقِ خواب، من ولی بیدار با بابا. بلخره یکی باید دمِ راننده را گرم کند، و…