ویرگول
ورودثبت نام
نسرین آبیار
نسرین آبیاریک جستجوگر در دنیای HR
نسرین آبیار
نسرین آبیار
خواندن ۳ دقیقه·۶ ماه پیش

داستان شروع وبلاگ نویسی من

خببب... تا اینجای مسیر 3 پست درباره ترکیب منابع انسانی و هوش مصنوعی منتشر کردم و از عملکرد خودم نسبتا راضی هستم. بازدید های پست هام بالاتر از پیش بینی خودم بود و این موضوع من رو خوشحال میکنه.

حقیقتا هیچ وقت فکر نمیکردم که وبلاگ نویسی اینقدر نکات ریز و درشت داشته باشه، اما برای من، کار شیرینی بود و چالش هاش رو دوست داشتم.

من همیشه مینوشتم اما هیچ وقت دست به انتشار نمیزدم چون در تمام مواقع نوشته هام از نظر خودم عیب و ایرادهایی داشت که بهتر بود کسی نبینه و نخونه.

خیلی وقتا پیش میومد که نوشته های قدیمیم رو میخوندم و با خودم میگفتم: اون قدرا هم که فکر میکردی افتضاح نبوده، کاش یه جا منتشرش کرده بودی حداقل 4 نفر میخوندن، اینجوری خودت کیف میکردی... این اتفاق بارها و بارها و بارها و بارها در زندگی من تکرار شده بود و همیشه برام با حس حسرت همراه بود.

یه روزی بالاخره تصمیم گرفتم بنویسم ولی اینبار به قصد انتشار. مدت زیادی بود که تصمیم داشتم در لینکدین تولید محتوا کنم. میخواستم نوشته هام درباره منابع انسانی رو اونجا منتشر کنم.

از برادرم که گرافیسته، خواستم که قالب تصویری پست رو برام طراحی کنه. بعد از اینکه کلی غر زدم و دستور تغییرات دادم و البته خودم هم یه تغییر ریزی روی تصویر نهایی اعمال کردم، قالب آماده شد. متن اولین پست رو هم آماده کردم که...

بوم... ایران و اسرائیل تصمیم گرفتن شوخی های زشت و ناجوری باهم بکنن و طبق معمول همیشه اولین چیزی که به فنا رفت اینترنت بود!

اوضاع اینترنت ناجور بود و اوضاع لینکدین ناجورتر. فضای لینکدین به سمت دیگه ای رفت. شرکت ها دائم تعدیل نیرو میکردن و آدم ها در به در دنبال کار بودن و پست های مرتبط با این موضوع میذاشتن. عده دیگه ای هم درباره راه های مقابله با وضعیت پیش اومده صحبت میکردن.

من هم دلم نخواست تو این شرایط نابسامان تولید محتوا در این پلتفرم رو شروع کنم. از طرفی هم نمیخواستم حالا که بعد از صد سال تصمیم گرفته بودم و پا روی کمالگراییم گذاشته بودم دوباره عقب بشینم و منتظر فرصت مناسب بمونم. تو این وضعیت شاید حتی عمرم به فرصت مناسب بعدی قد نمیداد...!

پس تصمیم گرفتم یه وبلاگ بسازم و اینجا شروع به نوشتن کنم.

من چندباری تصمیم گرفته بودم که تولید محتوای متنی رو آموزش ببینم و این کار رو بعنوان یک شغل، با درآمد هرچند ناچیز بلد باشم، حتی یه بار یه دوره آموزشی آنلاین خریدم اما باهاش ارتباط نگرفتم و از قابلیت بازگشت دادن دوره استقاده کردم.

اما این روزها قسمت شد که ناخواسته و بدون برنامه قبلی بیام سمت وبلاگ نویسی و واقعا از تصمیمم خوشحالم. این کار فرصت خوبی برای تفکر بیشتر و جسارت عمل به من داد.

از بین چندتا پستی که نوشتم پست "وقتی هوش مصنوعی، شما را استخدام میکند!" رو بیشتر از همه دوست دارم و حتی بازدید و واکنش بیشتری هم براش گرفتم. حقیقتا اولین باری که با اون نرم افزار و ساز و کارش آشنا شدم به شدت برام جذاب بود و خوشحالم از اینکه اینجا هم درباره اش نوشتم.

وبلاگ نویسی برای من همچنان ادامه داره و براش برنامه دارم. خوشحال میشم که در این مسیر کنارم باشید و با نظراتتون من رو به چالش بکشید و به رشدم کمک کنید.

لینک پست های دیگه ام رو هم میذارم که اگر دوست داشتید بخونید و استفاده کنید.

آموزش کارمندان رو به هوش مصنوعی بسپار

صدای خاموش کارمندان را بشنو

وبلاگ نویسیهوش مصنوعیمنابع انسانیمدیریت منابع انسانیداستان
۵
۴
نسرین آبیار
نسرین آبیار
یک جستجوگر در دنیای HR
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید