ویرگول
ورودثبت نام
آتنا نیکویی
آتنا نیکویینوشتن زیست دوباره است
آتنا نیکویی
آتنا نیکویی
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

چرا پایان‌بندی داستان این‌قدر سخت است؟

تقریباً هر نویسنده‌ای این لحظه را تجربه کرده:

می‌رسیم به آخر داستان و ناگهان انگار همه‌چیز گره می‌خورد—«خب حالا چطور تمومش کنم؟»

پایان‌بندی فقط یک «خط آخر» نیست؛ جایی است که تمام شخصیت‌پردازی، کشمکش و تم داستان باید نتیجه بدهد. اگر خوب دربیاید، حال خواننده را خوب نگه می‌دارد. اگر نه… حتی بهترین شروع‌ها هم زیر سایه‌اش می‌مانند.

برای اینکه انتخاب پایان کمی ساده‌تر شود، بیایید مدل‌های اصلی پایان‌بندی را با هم مرور کنیم.

۱. پایان بسته

در این مدل همه‌چیز روشن و مشخص تمام می‌شود.

گره‌ها باز شده، شخصیت‌ها سر جای خودشان قرار گرفته‌اند و سؤال مهمی باقی نمی‌ماند.

مثال:

در بیشتر داستان‌های کارآگاهی کلاسیک مثل آثار «آگاتا کریستی»، قاتل در پایان مشخص می‌شود، انگیزه‌اش توضیح داده می‌شود و پرونده بسته می‌شود. هیچ چیز معلق نمی‌ماند.

این پایان مناسب کیه؟

کسی که دوست دارد بعد از بستن کتاب، همه‌چیز برایش روشن باشد.

۲. پایان باز

در این پایان، اصل داستان حل شده، اما بخشی از آینده یا پیامدها باز می‌ماند.

انگار نویسنده می‌گوید: «این بخش کار من بود، ادامه‌اش دست تو.»

مثال:

رمان ناتور دشت (The Catcher in the Rye):

هولدن دارد ماجرا را از آسایشگاه تعریف می‌کند، ولی ما دقیقاً نمی‌دانیم بعدش چه می‌شود. داستان تمام می‌شود، اما زندگیِ شخصیت نه.

این پایان چه زمانی خوبه؟

وقتی نویسنده می‌خواهد مخاطب هنوز بعد از پایان داستان هم به آن فکر کند.

۳. پایان مبهم

در پایان مبهم، نه تنها آینده، بلکه خود نتیجه هم کاملاً مشخص نیست.

داستان جوری تمام می‌شود که دو یا چند برداشت معتبر از آن ممکن است.

مثال:

فیلم سرگیجه هیچکاک یا حتی پایان برخی داستان‌های کافکا.

اتفاق‌ها روشن هستند، اما معنای نهایی‌شان نه.

خواننده باید بین چند احتمال تصمیم بگیرد.

چرا بعضی‌ها عاشقش‌اند؟

چون حس می‌کنند خودشان در ساخت پایان شریک شده‌اند.

۴. پایان غیرمنتظره

این همان پایانی است که ضربه‌اش تا مدت‌ها می‌ماند.

اما دو شرط مهم دارد:

غیرقابل‌پیش‌بینی باشد

وقتی خواننده به داستان برمی‌گردد، ببیند همه‌چیز منطقی بوده و نشانه‌ها از قبل وجود داشته.

مثال:

داستان «هدیه کریسمس» یا خیلی از داستان‌های ادگار آلن پو، که در لحظه آخر ورق برمی‌گردد اما کاملاً با روایت هماهنگ است.

چی باعث می‌شود شکست بخورد؟

وقتی نویسنده پایان را از آسمان پرت کند و هیچ ریشه‌ای در روایت نداشته باشد.

جمع‌بندی

پایان‌بندی قرار نیست فقط «بستن داستان» باشد.

این نقطه آخر می‌تواند کاری کند که خواننده کتاب را با رضایت ببندد، غافلگیر شود، فکر کند، یا حتی مدتی درباره داستان حرف بزند.

شناخت این مدل‌ها کمک می‌کند پایانِ مناسب نوع داستان و هدفی که داری را انتخاب کنی.

داستاننویسندهداستانک
۴
۲
آتنا نیکویی
آتنا نیکویی
نوشتن زیست دوباره است
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید