ویرگول
ورودثبت نام
حریر
حریرخودت را با کسی قیاس نکن تاهمیشه موفق باشی
حریر
حریر
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

یک حال خوب ۲

باران، آن‌گاه که از حریر خاکستری آسمان به سوی زمین می‌لغزد، گویی زمین را به ضیافتی از طراوت دعوت می‌کند. دانه‌های بلورین باران، همچون اشک‌های شوقی که بر گونه‌ی پنجره‌های غبارگرفته جاری می‌شوند، غبارِ روزمرگی را از چهره‌ی شهر می‌شویند.

وقتی اولین قطره‌ها با ضرب‌آهنگی آرام بر تن خسته و تشنه‌ی باغچه می‌کوبند، گویی نبضِ زندگی دوباره در رگ‌های زمین به تپش می‌افتد. بوی خاک باران‌خورده، آن عطرِ مست‌کننده‌ی اصالت و تازگی، در فضا می‌پیچد و ذهن را به دالان‌های خیال می‌برد؛ جایی که صدای برخورد قطره‌ها با برگ‌های سبزِ درختان، موسیقی ای بی‌تکراری است که هیچ ارکستری توانِ نواختنِ آن را ندارد.

باران، فرصتی است برای تماشای رقص مه در میانِ کوه‌ها؛ آن‌جا که ابرها در آغوشِ هم می‌پیچند و زمین، در سکوتی عمیق و پر از معنا، به زمزمه‌ی آسمان گوش می‌سپارد. در این میان، هر قطره که از سقفِ آسمان بر زمین می‌افتد، حکایتی از پاکی و بخشش با خود دارد؛ انگار می‌خواهد به ما بیاموزد که چگونه با بخشیدنِ خویش، به زندگیِ دیگران طراوت ببخشیم.

آدمیان اما، چه غافل‌اند! در حالی که آسمان برایشان مرواریدِ حیات می‌بارد، بسیاری در حصارِ چهاردیواری‌هایِ خود، غرق در دغدغه‌های بی‌سرانجام، پنجره‌ها را می‌بندند و از این سمفونی باشکوه هستی بی‌خبر می‌مانند. چه دریغ که لذت ایستادن زیر باران و حس کردن لمس سرد قطرات بر پوستِ صورت، به دستِ فراموشی سپرده شده است.

کاش می‌شد هم‌صدا با باران، روح را به شست‌وشو سپرد و در این هوایِ ابری و بی‌بدیل، به جای ترس از خیس شدن، در دریایِ زلالِ آفرینش غرق شد. باران، تنها یک پدیده‌ نیست؛ باران، دعوتی است برای دوباره نگریستن، برای دوباره بوییدن و برای دوباره عاشقِ حیات شدن. چه حیف که گاهی چترها، دیواری می‌شوند میانِ ما و این موهبتِ آسمانی.

بارانزمینآسمانموسیقی
۳
۰
حریر
حریر
خودت را با کسی قیاس نکن تاهمیشه موفق باشی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید