
همیشه عاشق سفر با قطار بودم. برای من، قطار فقط وسیلهی جابهجایی نبود؛ خانهای سیّار بود که آرامش داشت. هر سال دستکم یک بار با قطار سفر میکردم، گاهی هم دوبار، تا دوباره آن حس آشنا را تجربه کنم.
صدای قطار برایم مثل موسیقی درام بود؛ ریتمی که دل را میلرزاند. عاشق سوت یا بوقش بودم، و حتی صدای دیزل پرقدرتش که خیلیها دوست ندارند، برای من نوازشگر بود.

کوپه های واگن برایم مثل اتاق خانه بودند؛ حتی سرویس بهداشتیاش بخشی از آسایش سفر بود، چون همیشه در دسترس بود.

بیش از همه عاشق لوکوموتیو سبز GT26 بودم؛ مدلی معروف در دنیا، با موتور ۱۶ سیلندر و توربوشارژر قدرتمند. همیشه آرزو داشتم روزی رانندهی آن شوم.


یادم هست در مسیر، تونلها را میشمردم. قطار از دل کوههای سنگلاخی و گاه ترسناک عبور میکرد، و همین ماجراجویی برایم لذت بخش بود. اما وقتی به مقصد میرسیدم، جدایی از قطار برایم مثل عزا بود؛ دلم نمیخواست سفر برایم تمام شود، چون احساس میکردم خانهی من همان قطار بود.

به عشق لوکوموتیو مورد علاقه م نوشتم❤️
Parsa
Pictures Illustration by Microsoft Copilot