حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ·۲ روز پیشایستگاه((مرگ آباد))انگار ایستگاه آخره دارم می رسم دیگه . اسباب و اثاثیه را باید بردارم تا وقتی مأمور قطار صدا میزنه: «مرگآباد، جا نمانید!» آماده باشم
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی·۱۱ روز پیشکربلا؛ داستانِ مردی که از قطار پیاده شدمقدمه: واقعهای فراتر از تقویمکربلا در حافظهی جمعی ما، غالباً در حصار مناسک، نذریها و سوگواریهایِ عادتزده محبوس شده است. اما اگر از پوس…
رضامهرآبادی·۲۰ روز پیشایستگاه راهآهن تهران ایستگاه راهآهن تهران؛ دروازهای به سوی تجربههای نوسفر همیشه فراتر از جابهجایی از نقطهای به نقطه دیگر است. سفر، یعنی جدا شدن از روزمرگی…
ayda kazemi·۱ ماه پیشسفرنامه به قمسفرنامهای به قم؛ با قطار، خانواده، و خاطرهای که هنوز بوی کودکی میدهد.سلام به همه ی دوستان عزیزم ،این بار قراره سفرنامه بنویسم،سفرنامه که…
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱ ماه پیشایستگاهِ «ملکوت»کتابِ ملکوت را که بستم، حس کردم فضایِ سنگین و مسخِ داستانِ صادقی به بیرون نشت کرده و روی صندلیهای فلزیِ ایستگاه نشسته است.
مهدی مهدی زاده / قوے سیاه·۱ ماه پیشبلیط به مقصدی نا معلومپتر ایوانویچ مردی بود که در چهلودو سالگی تازه فهمید هرگز زندگی نکرده است. روزها پشت میزش در اداره مینشست، اعداد را مینوشت، برگهها را…
reyhane sadeghpour·۱ ماه پیشقتل در قطار نیمه شب 🚂ساعت یک بامداد بود.قطار سریعالسیر لندن به ادینبورو در میان برف سنگین متوقف شده بود.هرکول پوآرو در کوپه درجه یک خود خواب بود که ناگهان صدای…
نیروانا·۲ ماه پیشهر بار که میروم از خودم جا میماندبعضی وقتها حس میکنم دو جا به من تعلق دارند، اما هر دو نیمهنیمه. و آدمی که نصفه در دو جاست در حقیقت هیچجا نیست. هر جا میروم کمی از خودم…
VANDA·۲ ماه پیشقطارچه کسی میتواند اثبات کند اگر انتهای مسیر را میدانستیم باز هم دست در دست این سرنوشت شوم میگذاشتیم؟ روح من در این قطار به بندکشیده شده. من…
mahdi hassani·۲ ماه پیشنمونه توصیف یک ساعت در پرونده سمفونی در قطارسوژه اصلی:یک ساعت مچی وینتیج متعلق به دهه ۱۹۶۰ که روی یک میز چوبی ماهون صیقلی قرار گرفته است. شیشه صفحه ساعت بهشدت خرد شده و عقربهها دقیق…