ویرگول
ورودثبت نام
Payman Rasouli
Payman Rasouli
Payman Rasouli
Payman Rasouli
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

متن

بیان،

روستایی‌ست که صبح‌هایش

با صدای آب بیدار می‌شود

و شب‌هایش

در سکوت کوه

به خواب می‌رود.

اینجا

زمین هنوز نفس می‌کشد،

دست‌ها بوی خاک می‌دهند

و نان

طعم زحمت دارد.

نهرها

واژه‌های قدیمی‌اند

که از دل زاگرس

تا دل مزرعه‌ها

جمله‌جمله جاری می‌شوند.

هر قطره‌شان

حافظه‌ی هزار سال کار و ایستادگی‌ست.

در بیان

درخت‌ها

نام آدم‌ها را بلدند،

و باد

قصه‌ی پدران را

به گوش گندم‌ها می‌سپارد.

غروب که می‌شود،

کوه‌ها آرام‌تر می‌شوند

و چراغ خانه‌ها

مثل دعا

یکی‌یکی روشن می‌شوند.

بیان

جایی‌ست که زمان

نه می‌دود

نه می‌ایستد؛

آهسته

زندگی می‌کند.

متنجملات قصارمتن کوتاهجملهدلنوشته
۰
۰
Payman Rasouli
Payman Rasouli
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید