به آرامی رسیدی مثل عطر صبح باران
نشستی گوشهی قلبم بدون هیچ پیمان
نه از روی هوس بود و نه از شوقی گذرگاه
دلم دنبال نوری بود میان این شب کوتاه
اگر روزی کنارم ماندی از جنس صداقت
بسازیم خانهای سرشار از مهر و رفاقت
نه با وعده، نه با حرفی که فردا رنگ ببازد
که عشق از امتحان روزگار آهنگ سازد
دلم از عشق پوشالی همیشه خسته بوده
همیشه با نگاه آدمی دل بسته بوده
اگر گفتی که میمانی به رفتارت نشان ده
وفاداری فقط یک واژه نیست آن را عیان ده
من از احساس میترسم اگر بیریشه باشد
ولی عشقی که جان دارد همیشه زنده باشد
رها عمادیپور