از نظر شما تنهایی چجوری تعریف میشه؟
مثلا تو یک جمع شلوغ دیده نشدن
یا تو یه رابطه احساسی
یا نداشتن یه دایره ارتباطات اجتماعی
حتی تنها زندگی کردن
انگار شامل همه موارد میشن حتی مواردی بیشتر...
و معمولا انسانها از تنها موندن و احساس تنهایی کردن بیزارند!
تنها موندن یا احساس تنهایی کردن معمولا ممکنه زندگی روزمره فرد و تحت و الشعاع قرار بده همین جوریش تنهایی خودش احساس خوشایندی به فردی که دارای آگاهی کامل نیست منتقل میکنه و باعث مشکلاتی مانند افسردگی،استرس،ناتوانی در برقرار کردن ارتباط با دیگران ،ترس از دست دادن و...
برای همینم هست که بسیاری از مردم تنها موندن و انتخاب نمیکنن چون میترسن حالا سوال اینجاست که چرا انقدر ترس از تنهایی شایع است؟
چرا ازش فرار میکنیم و باهاش مواجه نمیشیم؟
جواب در اینجاست چون دردناک است چون احساس ترس را در ما بیدار میکند و و جواب ترس به تمام بحران ها فقط فرار است
درسته که تنهایی برای انسان ساخته نشده انسان زاده شده برای تجربه یادگیری و ارتباط برقرار کردن اما بخش بزرگی از مسیر رشد و آگاهی انسان و تشکیل میده
زمانی که فردی متوجه این موضوع شود که هرچقدر سعی کند از تنهایی فرار کند و دشمنی در پیش بگیرد روزی بلاخره تنها خواهد شد ممکن است در دوره ای از زندگی تنها بماند پس به جای دشمنی با تنهایی چرا دوستی را در پیش نگیرد؟ بخش بزرگی از مشکلات آدما همین ترس از تنها ماندن است که منجر به انتخاب های اشتباه میشود و تجارب جبران ناپذیری به روح و روان و جسم فرد میخورد
با پذیرفتن تنهایی و یادگرفتن تنها موندن میتوانیم مسیری از رشد را طی کنیم اینگونه دیگر از ،ازدست دادن آدمای اطرافمان هراسی نداریم و سعی نمیکنیم آنها را به هرقیمتی در کنار خود نگه داریم حتی اگر از دست دادن آنها دردناک باشد
در آخر از نظر شخصی خودم انسانی که بتواند بپذیرد که تنهایی بخشی از جریان زندگی است قدرت بیشتری در مدیریت روابط خود و رابطه با خود بدست می آورد او یاد میگیرد که میتواند با تنهایی خود دوست باشد و این خودش بخش بزرگی برای رسیدن به آرامش درونی است!