پاسخ نامه ای به قبلندگان 5000 سال قبل!


این مطلب در ادامه ی نوشته دوست گرامی خانم راضیه زارع هست.

به هر زبونی که میدونی؛ " سلام "

امواج فکریت رو دریافت کردم، خیلی اتفاقی. البته اگر به چیزی به اسم اتفاق به عنوان "تصادف بی حساب و کتاب معتقد باشی". من که نیستم، حساب کتاب داره. داشته و خواهد داشت. چه 10هزار سال قبل، چه در دنیای خودت و چه در دنیای من.

راستش من فقط ی رهگذرم... و یک مشاهده گر.. گاهی منفعل، گاهی کنش گر. داشتم نامتناهی رو ورانداز میکردم که حروف نوشته هات رو از توی هوا جمع کردم.

بزرگترین و مهم ترین میراثی که شما برای ما باقی گذاشتین " زمان" هست! سخت ترین مانعی که میشه از ذهن پاکش کرد یا بهتر بگم، تعریف دیگه ای ازش داشت. کاش خودتون حل و فصلش میکردید.

سر همین کلمه ی " زمان " بوده که دعوا میکردید، فحش و بد بیراه میدادید، گیس میکشیدید و نیزه و تیر و تفنگ میکردید تو قلب و چشم هم.. یا گوشی همدیگر رو هک میکردید! چرا؟!! چون میخواستید بر زمان فائق بیاید و "همیشگی" بشید! همیشگی.

پادشاها برای همین غالبا میجنگیدند، برای همین حرمسرا داشتند، برای همین ...

برای همین و برای مفهوم گنگ و ناپیدایی به نام "قدرت" که باز برای همون غلبه بر زمان هست!




راستشو بخوای آینده ی مشخصی وجود نداره. حداقل الان!

آینده یک مفهموم تودرتو و منعطف و دائما در حال تغییر توسط شماست.

هر لحظه هر تصمیمی که میگیرید و هر کاری که میکنید، تک تکتون در دنیای موازی که الان در اون هستید، آینده رو مدام داره تغییر میده...

اصلا از کجا مطمئنی که کارهایی که ما داریم در فضایی که بهش میگید آینده، انجام میدیم، روی دنیای شما تاثیر نداره؟!

مگر نه اینکه نور یک ستاره ممکنه چند هزار سال طول بکشه تا به چشم شما برسه.. این یعنی شما چند هزار سال از اون ستاره عقب ترید و اون ستاره چند هزار سال از شما جلوتر... و البته شما جلوتر از یک سیاره ی دیگه و یک سیاره دیگه عقب تر از شما.

میبینی؟ همه چی در هم تنیده است. و مدام در حال تغییر و نسبی.

حرف آخرم اینه.... نمیتونم برات از چیزی بنویسم که قطعی و مشخص نیست و دایم در حال تغییر و نمیتونم از چیزی حرف بزنم که زاییده بخشی از ذهنه که در منطق سیر میکنه. هر چند اصلا منظورم این نیست که ابداع یا کشف زمان! لزوما چیز خیلی بدی بوده.

فقط در این حد بگم که یک سری چیزها ثابته. همیشه بوده و هست و خواهد بود ( با فرض خطی بودن یا حتی کروی و لایه لایه بودن زمان ). دنیا تا بوده و هست، بر این قوانین میچرخه... حتی اگر همه جنگل ها نابود شده باشه یا هوش مصنوعی شده باشه همدم آدمی زاد.

دوست خوبم از ناکجاآباد این جهان و از زمانی بی زمان.... نگران مفهومی به نام آینده نباش. تمرکز کن روی چیزی که هستی و هست. و بهترین خودت باش و بهترین تلاشت رو برای جهانت، چه جهان بیرونی ضمیر خودآگاهت و چه جهان درونیت، انجام بده... باقی چیزها رو بسپر به همون قوانین همیشگی.

بهترین چیزی که برای ما میتونید به یادگار بزارید، عشق به و شناخت بیشتر و بیشتر از انسان، موجودات و کائنات هست. چیزی شبیه همون " سلام اول" !که این ها به شناختی بس والاتر خواهد انجامید.... شناخت از بخشی از وجودی بس مبارک، که در همه ی این ساخته بافته های ذهن، در هر لحظه ای... جریان داشته و دارد و خواهد داشت.


فقط مواظب ستاره ها باشید، که قهر نکنند!

شبت یا روزت یا عصرت یا هر وقت دیگه ات بخیر.