در سالهای اخیر، هر زمان که خبری از زندگی شخصی اروین یالوم—از درگذشت همسرش مریلین تا انتشار یادداشتهای سالخوردگی و سوگهای خانوادگیاش—منتشر میشود، موجی از واکنشهای عاطفی و همدلانه فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی ایران را فرا میگیرد. این واکنشها صرفاً ابراز تاسف برای یک چهره مشهور ادبی نیست؛ بلکه بیشتر شبیه به ابراز نگرانی برای یکی از اعضای نزدیک خانواده یا حتی فروریختن بخشی از پناهگاه روانی مخاطبان است.
در جامعهای که در دهههای گذشته با بحرانهای مداوم ساختاری، ناامنیهای اقتصادی و دگرگونیهای سریع اجتماعی روبرو بوده، اروین یالوم فراتر از یک روانپزشک و نویسنده محبوب، به یک «کارکرد» تبدیل شده است. کتابهای او در کتابخانههای طبقه متوسط شهری نقشی فراتر از سرگرمی یا کسب دانش نظری ایفا میکنند. آنها ابزارهایی برای بقای روانی هستند. برای درک این پدیده، باید از سطح تحلیلهای سادهی ادبی عبور کنیم و به لایههای زیرین جامعهشناختی، اقتصادی و روانی جامعهای بنگریم که در آن، کتاب جایگزین نهاد، و متن به جای اتاق درمان مینشیند.
---
انسان در دنیای مدرن با اضطرابهای وجودی گوناگونی مواجه است. اگزیستانسیالیسم به ما میگوید که رویارویی با چهار دغدغه غایی—یعنی مرگ، آزادی (و مسئولیت ناشی از آن)، تنهایی وجودی، و پوچی—بخش جداییناپذیر زیست انسانی است. در جوامع توسعهیافته، نهادهای حمایتی گوناگون به کمک فرد میآیند تا این بار سنگین را تحملپذیر کنند. نهادهای سلامت روان کارآمد، سیستمهای بیمه فراگیر، تشکلهای مدنی، سندیکاها و حتی سنتهای بازتعریفشدهی اجتماعی، شبکهای ایمن میسازند تا فرد در مواجهه با این بحرانها احساس تنهاییِ مطلق نکند.
اما در ساختار اجتماعی ایران، این نهادهای واسط یا اساساً شکل نگرفتهاند یا به دلیل ناکارآمدی ساختاری و فشارهای بیرونی، کارکرد حمایتی خود را از دست دادهاند. انسان ایرانی خود را در مواجهه با تلاطمهای زندگی روزمره، بیدفاع و تنها مییابد. در غیاب این ساختارها، کتابهای یالوم (نظیر دژخیم عشق، وقتی نیچه گریست و خیره به خورشید) نقش این نهادهای غایب را بر عهده میگیرند.
یالوم با استفاده از تکنیک داستانگویی درمانی، فضایی بیقضاوت و همدلانه خلق میکند. خواننده با خواندن گفتگوهای درمانجو و درمانگر در کتاب، گویی خودش بر صندلی درمان نشسته است. کتاب تبدیل به یک «وطن کاغذی» و پناهگاه فکری میشود؛ جایی که فرد میتواند بدون ترس از سرزنش شدن به خاطر ضعفها، ترسها و بحرانهای هویتیاش، با آنها روبرو شود.
---
تحلیل پدیده یالوم بدون در نظر گرفتن متغیرهای اقتصادی ناقص خواهد بود. رواندرمانی به عنوان یک فرآیند تخصصی و مستمر، نیازمند تخصیص منابع مالی قابلتوجهی است. در شرایط اقتصادی کنونی ایران، که تورم شتابان قدرت خرید عمومی را بلعیده و هزینههای معیشتی اولیه در اولویت قرار گرفتهاند، سلامت روان اغلب به عنوان یک کالای لوکس ارزیابی میشود. پرداخت هزینههای هفتگی جلسات تراپی برای بخش بزرگی از طبقه متوسط به بالا عملاً غیرممکن یا بسیار دشوار است.
در این فضا، پدیدهای شکل میگیرد که میتوان آن را «اقتصاد رنج» نامید. رنج روانی متوقف نمیشود، اما بودجهی درمان آن بهشدت محدود است. در نتیجه، تقاضا به سمت بازارهای جایگزین حرکت میکند. کتاب یالوم دقیقاً در همین نقطه به یک «کالای اقتصادی بهینه» تبدیل میشود. خرید یک کتاب، هزینهای بسیار کمتر از یک جلسه نیمساعته مشاوره دارد، در حالی که میتوان بارها به آن مراجعه کرد، بخشهای مختلفش را علامتگذاری نمود و حتی آن را به دیگران امانت داد.
از سوی دیگر، این درمانِ کاغذی فاقد ریسکهای اجتماعی و روانی درمانِ واقعی است. در جامعهای که هنوز انگهای اجتماعی پیرامون مراجعه به روانپزشک و روانشناس کاملاً از بین نرفته است و دغدغه رازداری وجود دارد، کتاب یک حریم امن مطلق فراهم میکند. هیچکس متوجه نمیشود شما در خلوت خود با کدام بخش از اضطرابهایتان دستوپنجه نرم میکنید. این امر کتاب یالوم را به «تراپیِ قابلخرید، شخصی و بیخطر» در بازار معنا تبدیل کرده است.
---
جامعهشناس فرانسوی، پییر بوردیو، مفهوم «سرمایه فرهنگی» را برای توضیح این موضوع به کار میبرد که چگونه طبقات اجتماعی از طریق سلیقهها، مصرف فرهنگی و دانش خود، مرزهای طبقاتی را ترسیم و بازتولید میکنند. در ایران، طبقه متوسط شهری همواره تلاش کرده است هویت خود را از طریق تمایزهای فرهنگی تعریف کند؛ از تماشای فیلمهای خاص تا خواندن کتابهای نظری و روانشناختی.
در این میان، مطالعه آثار یالوم به یکی از شاخصهای برجستهی این تمایز هویتی تبدیل شده است. خواندن یالوم صرفاً تلاشی برای بهبود سلامت روان نیست، بلکه اعلامِ موضعی فرهنگی است. کسی که کتابهای یالوم را میخواند، جملات آن را در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارد و در گفتگوهای روزمره به مفاهیم اگزیستانسیال استناد میکند، در واقع پیامی به جامعه مخابره میکند: «من فردی خودآگاه، عمیق و فراتر از دغدغههای سطحی روزمره هستم.»
این پدیده نوعی پرستیژ یا اعتبار روشنفکرانه با خود به همراه میآورد. کتاب یالوم به اکسسوریِ فکری طبقه متوسط تبدیل میشود. این پیوند نزدیک میان هویت فردی و آثار نویسنده باعث میشود که مخاطب ایرانی، نویسنده را بخشی از دارایی نمادین و دستگاه فکری خود بداند. به همین دلیل، هر اتفاقی که برای نویسنده بیفتد، به سرعت شخصیسازی شده و بازتابهای وسیعی پیدا میکند.
---
یکی از پیامدهای مهم تبدیل کردن یک نویسنده به تکیهگاه روانی، شکلگیری فانتزی «منجی دانا» در ذهن مخاطبان است. مخاطب ایرانی که خود در معرض انواع آسیبها و ناملایمات است، در یالوم تصویری از یک پیرِ دانا، آرام و مسلط بر زندگی میسازد؛ کسی که راز عبور از طوفانهای روانی را بلد است.
اما واقعیتِ زندگی، مرزهای سختی دارد که حتی فیلسوفان و روانپزشکان بزرگ نیز نمیتوانند از آن فرار کنند. زمانی که خبرهایی مبنی بر ابتلای یالوم به بیماریهای سخت دوران پیری، سوگ عمیق و ناتوانی او در مواجهه با تنهاییِ پس از مرگ همسرش، و یا بحرانهای خانوادگیاش منتشر شد، جامعه مخاطبان ایرانی دچار نوعی شوک و فروریختگی جمعی شد.
این شوک در واقع ناشی از مواجهه با این حقیقت تلخ بود که «دانستن، لزوماً به معنای توانستن نیست». مخاطب دریافت که حتی اگر واژهواژه کتابهای اگزیستانسیال را بنویسی و دههها به دیگران برای پذیرش مرگ و تنهایی کمک کنی، در نهایت در روز موعود، خودت نیز در برابر هجوم اندوه و پوچی بیدفاع خواهی بود. این فروریختنِ فانتزی، اضطراب عمیقی در دل جامعه ایجاد کرد: اگر یالوم با آن همه ابزار فکری و درمانی نمیتواند از رنج رها شود، پس وضعیت ما که در میان تنشهای روزمره اسیر شدهایم، چه خواهد شد؟ اینجاست که شوک جمعی، ابعاد اگزیستانسیال واقعی خود را در پهنه جامعه نشان میدهد.
---
در سالهای اخیر، بازار کتاب ایران تحت تاثیر بحرانهای اقتصادی و افزایش سرسامآور قیمت کاغذ و خدمات چاپ قرار گرفته است. کتاب که زمانی به عنوان دموکراتیکترین و ارزانترین ابزار آگاهی و تسکین شناخته میشد، به آرامی از دسترس بخشهایی از جامعه خارج میشود.
این مسئله منجر به ایجاد یک «شکاف طبقاتی جدید در دسترسی به معنا و ابزارهای خودفهمی» شده است. در حالی که دهکهای بالای درآمدی هنوز میتوانند کتاب بخرند، به کارگاههای روانشناختی بروند و از خدمات درمانی تخصصی استفاده کنند، دهکهای پایینتر جامعه عملاً از این امکانات محروم میشوند.
بازار معنا در حال قطبی شدن است. محرومیت از زبانِ رنج، پیامدهای خطرناکی دارد. وقتی افراد جامعه ابزاری برای بیان، تحلیل و هضم رنجهای خود در قالب کلمات و روایات نداشته باشند، این رنجها انباشته شده و به صورت خشم، خشونت، افسردگی مفرط یا انفعال اجتماعی بروز میکنند. کتابهای یالوم در گذشته نقشی تعدیلکننده داشتند و به مردم کمک میکردند رنج خود را به زبان بیاورند، اما گران شدن کتاب این کارکرد را نیز با چالش جدی مواجه کرده است.
---
یک نقد جدی که جامعهشناسان به رواج بیرویه روانشناسی فردمحور در جوامع در حال گذار وارد میکنند، مسئلهی «شخصیسازی بحرانهای ساختاری» است. وقتی تمرکز اصلی جامعه بر پذیرش رنج، کنار آمدن با تنهایی وجودی و خودشناسیِ فردی از طریق کتابهای یالوم قرار میگیرد، این خطر وجود دارد که علتهای ساختاری و بیرونی این رنجها نادیده گرفته شوند.
به عنوان مثال، اضطرابی که ناشی از ناامنی شغلی، تورم یا نبود آزادیهای اجتماعی است، به عنوان یک «اضطراب وجودیِ همیشگی» تعبیر میشود که فرد باید خودش به تنهایی با آن کنار بیاید. کتاب در این حالت میتواند نقشی شبیه به یک مسکن پیدا کند که به فرد کمک میکند با شرایط ناعادلانه سازگار شود، بدون اینکه تلاشی برای تغییر محیط بیرونی یا کنش جمعی انجام دهد. این مرز ظریف میان «یافتن معنا برای بقا» و «تسلیم شدن در برابر واقعیت به نام پذیرش فلسفی»، یکی از مهمترین چالشهای رواج گستردهی تفکر یالومی در فضای فکری ایران است.
---
محبوبیت شگفتانگیز اروین یالوم در ایران، آینهای است که ویژگیها، کمبودها و اضطرابهای جامعه ما را بازتاب میدهد. آثار او بدون شک خدمات بزرگی به ترویج فرهنگ خودشناسی، رواداری و گفتگو درباره مسائل بنیادین انسانی کردهاند. اما تکیه بیش از حد بر کتاب به عنوان جایگزینِ نهاییِ نهادهای اجتماعی، خدمات درمانی حرفهای و روابط واقعی انسانی، جامعه را به سمت شکنندگی عاطفی پیش میبرد.
بلوغ فرهنگی یک جامعه زمانی رخ میدهد که از مرحلهی منجیسازی—چه در سیاست، چه در اجتماع و چه در فرهنگ و روانشناسی—عبور کند. پذیرش این واقعیت که اروین یالوم نیز انسانی است با تمام محدودیتها، دردها و اشتباهاتش، اولین قدم برای این بلوغ است. کتابهای او نباید پایان راه و پاسخ نهایی تلقی شوند، بلکه باید نقطهی آغازی باشند برای گفتگوهای واقعی، تشکیل گروههای حمایتی محلی، مطالبهگری در حوزه سلامت روان همگانی، و تلاش برای ساختن نهادهایی که بتوانند بار سنگین زندگی را در دنیای واقعی به شکلی عادلانه میان همگان تقسیم کنند. نجات، امری فردی و صرفاً کاغذی نیست؛ بلکه در بستر جامعه و از طریق پیوندهای واقعی انسانی شکل میگیرد.