ویرگول
ورودثبت نام
ب.سمیر
ب.سمیر
ب.سمیر
ب.سمیر
خواندن ۲ دقیقه·۱ سال پیش

هشت ماه عاشقی، هشتاد سال تنهایی


به نام خداوند بخشاینده♡

(1)بعد بی خبر رفتنت، مُردم...

نه احساسی، نه خنده ای، نه نفسِ راحتی.

هر روزم بدتر و زهر آلودتر(1-)

(2)رفتنت منو کشوند به سمت نوشتن، همانطور که اومدنت باعث شد، بنویسم_بنویسم و بنویسم(2-)

(3)هنوز برام تازه مثلِ داغِ بی خبر رفتنت(3-)

(4)در اصل من به چشات اعتماد داشتم که،

همهٔ حرفاتو باور کردم.

نمیدونم چرا اینطور بی خبر رفتی...

شاید واقعا،«چشم ها گول می‌زنند»(4-)

بیلی، از دردِ دوریت، واژه ها کبود شدن؛

شعرام آسیب دیدن مثلِ روحم.

شیشهٔ عمرم ترک برداشته و

بعضم مثل اشکام... سنگی!

.

.

.

.

. از دور، نزدیکم بودی.

خواستم بیای نزدیک، دور شدی!

.

.

.

. هشتاد سال تنهایی رو میشه با هشت ماه عاشقی جبران کرد ولی با هشت ماه عاشقی نمیشه هشتاد سال تنهایی، زندگی کرد!

.

.

.

.

. از سرمای حرفات، هنوز دلم میسوزه!

.

.

. مغزم، جهنمِ افکارِ تاریکه/قلبم، یخبندونِ بی حسی_بعد رفتنت!


الان دستمو از هر طرف بگیری، باز سقوط میکنم!

♭•

اومدی، بردی، رفتی.، تو، منو، تو.

♭•

«تو»، زاییدهٔ خیالمی.

من اشتباه میکردم_تو اون آدمِ توو ذهنم نبودی_آره نبودی و من تو رو با «اون» اشتباه گرفتم؛

حالا هم باید خودم بشینم پای لرزه خربزه‌ای که اشتباهی خوردم!

♭•

بعد اینکه رفتی،

من به نور و روشنایی و خوشی، حساسیت پیدا کردم...

همش تو اتاقم مثل قلمم اشک می‌ریزم!

♭•

من غرق شدم در یه سردرگمیه نفرت‌انگیز.


جونم برات بگه که رابطهٔ ما یه رابطهٔ دوستانهٔ معمولی نبود، انقد که تو به چپت بودش_بی خبر رفتی.

♢_×

من الان بهت نیاز دارم وگرنه بعدا با دردا و سختیا رفیق جینگ شدم!

♢_×

خیلی ناگهانی اومدی، خیلی زود و ناگهانی هم رفتی.؛

این یهویی رفتن و اومدن حتی واسه عمو نوروز هم قفله!

♢_×

فیلم چشات کی اکران میشه؟!

آخه خیلی وقته، دیگه تاریخ بلیط هایی که گرفتم داره منقضی میشه!

♢_×

تو یه سری خاطره چپوندی توو ذهنم، ساختگی!

و باعث شدی تو قلبم یه سری «حس‌ها» رشد کنه، واقعی!

♢_×

صورتم، زرد./روتنم، زخم.

فکرای ناجوری توو سرم هست.

بودنم، تلخ./خوندنم، بد.

از پاییز دوری شد لبم، خشک. ههههههههخه


بیلی، با بوسه هات روی تنم نقاشی بکش.


بیلی، فقط توو عکسا نباش!


بیلی، منو یادت نره، منو یادت نره، بی فکرم_

بیلی، شبو خوابت نره، شبو خوابت نره.


سی چی ترک یار کردی، مرا بلاک کردی.؟!

هی زخم زبان زدی، دل را هلاک کردی.؟!


بیلی، راهتو به سمت دل مو هم کج کن یه نمور!


بیلی، من خیلی دلم تنگته.

تنگ شرر چشات، یه لبخندته.

تنگ حرفای قشنگته، آسمون یه رنگته.

احوال مشنگته، مست و ملنگته!


تک ستارهٔ قلبِ من خودتی شیطون بلا.



گرمای عشق چشات، روح منجمدو آب کردن.

هرچی غم بود رو چشات تو هپروت خواب کردن.

عاشقی توو یه نگاه رو باب کردن.



چند دفعه با چه لحن و نوایی بگم که من عاشقتم، دوستت دارم..∞


ادامه دارد...






خاطرهویرگولعشق
۶
۲
ب.سمیر
ب.سمیر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید