ویرگول
ورودثبت نام
qazal
qazalآهو نمی‌شوی به این جست و خیز گوسفند.
qazal
qazal
خواندن ۱ دقیقه·۱۹ ساعت پیش

تاسیان

بعضی حس‌ها را نمیشود توصیف کرد.

« تاسیان یعنی چی؟ »

« تاسیان، یه حسه یه غمه،مثل اولین غروب بعد از دست دادن عزیزت. »

نمیدانم اولین بار چه کسی و چگونه این نام برای برای این حس برگزید اما میدانم حتما انسان باهوشی بوده.

تاسیان از آن احساس‌هایی است که اگر این نام برایش پیدا نمی‌شد بشر نمی‌دانست اسمش را چه بگذارد، آن حسی که بعد از رفتن فردی از زندگی‌ات تجربه می‌کنی آن غمی که با آمدن شب به سویت هجوم می‌آورد،همان احساسی که از قفسه سینه‌ات در تمامی بدنت می‌چرخد همان حسی که بغض را در گلویت حبس می‌کند، این حس‌ها را انسان به ندرت تجربه می‌کند، انسان های بدشانس بیشتر.

راستش من دچار حسی هستم که نمیدانم نامش را چه بگذارم، همان حسی که میخواهی از همه چیز دست بکشی ، از خودت از هرچیزی که تو را به دنیا وابسته می‌کند. می‌خواهی بروی و راه برگشتی نباشد می‌خواهی برای زخم‌هایت درمان پیدا کنی و گریه نکنی اما در آخر آنقدر کم می‌آوری که باز هم گریه می‌کنی. می‌خواهی خوب باشی ولی شب‌ها به سقف خیره می‌شوی و اشک میریزی می‌خواهی آرام باشی اما آنقدر فکر می‌کنی که جانت بالا بیاید. نامش چیست؟ غم؟ فقدان ؟ فراق ؟....نمیدانم اما هرچیزی که هست انگار هزاران هزار غم تاسیان همزمان به قلبم حمله کرده باشند.

پ.ن: گاهی وقت‌ها کلمات تمام می‌شوند و چشم‌ها سخن می‌گویند.
پ.ن: گاهی وقت‌ها کلمات تمام می‌شوند و چشم‌ها سخن می‌گویند.

غروباحساساتدلنوشته
۵
۲
qazal
qazal
آهو نمی‌شوی به این جست و خیز گوسفند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید