qazal·۱ روز پیشتِروماامروز 24 خرداد 1405 و من مثل هرروز صبح بیدار شدم ، این چیزیه که تمام انسان های دنیا درحال تجربه کردنش هستند، بیدار شدن هرروز در ساعات مشخص…
qazal·۵ روز پیشمَرهم«تقدیم به مامان که آخرین نخ اتصال من به این دنیاست»اخیرا بیشتر وقتها خودم رو مثل یک بمب ساعتی میبینم که هر لحظه امکان منفجر شدنش هست، مدام…
qazal·۶ روز پیشاعترافباید اینجا به اعتراف مینوشتم، راستش میخوام اعتراف کنم من ۹ از ۱۰ ام چون خیلی به آدما بها میدم و محبت میکنم و همیشه صدمو میزارم، ۸ از ۱۰…
qazal·۱۰ روز پیشحیرانده روز است که دست و دلم به نوشتن نمیرود، حتی نوشتن اتفاقات کوچک روزمره یا احساسات گوناگونی که در وجودم جریان دارند، ده روز است که تلاش میک…
qazal·۲۱ روز پیشآرمیدهاخیراً متوجه شدهام که نوشخوار فکری بیمارم کرده است،صبح را با فکر کردن آغاز میکنم و با همان وضع شب را به پایان میرسانیم.حقیقتش را بخواهید…
qazal·۲۳ روز پیشمرگ لالههای عاشقاینجا بهار بدون تو،هیچ نسیمی دست نوازش بر سرم نمیکشد،آنها پیش از تو عطر یاس و بهارنارنج را در سینهام جا میگذاشتند..حال هر نسیمی که میو…
qazal·۲۴ روز پیشقراردادراستش هرچی که بیشتر داره میگذره و بزرگتر میشم میفهمم همه چیز بین آدمها قرارداده. مثلا تو وارد یه رابطه میشی و ازت انتظار دارن در مقابل هرچ…
qazal·۱ ماه پیشزیستن..زیستن را چه فایدهست؟ چرا آمدهایم و چرا میرویم؟صبحها که نور آفتاب خودش را به زور در اتاقم میگنجاند زندگی شروع میشود و شبها که خستگی زو…
qazal·۱ ماه پیشنیلگون(بعضی چیزها را نمی شود گفت. بعضی چیزها را احساس می کنید. رگ و پی شما را می تراشد، دل شما را آب می کند، اما وقتی می خواهید بیان کنید می بینی…
qazal·۱ ماه پیشغزلدر تمام لحظات زندگیام حسرت خوردهام، دقیقا همان لحظه هایی که احساس میکردم خوشبخت ترین دختر دنیا هستم ، احساسی مانند بختک خرخرهام را سفت م…