
چند وقتی است اتاق خانه تاریک است. هرچه چراغ هست را روشن میکنم. تازه لوستر جدیدی خریدم که چند شعله اضافه هم دارد. اما تاثیر چندانی نداشت. با زحمت زیاد چند شعله در سقف تعبیه کردهام اما این تاریکی چسبندهتر از این حرفهاست.
انگار لشکری از تاریکی لحظه به لحظه حلقهی محاصره را تنگتر میکند.
این روزها شب پشت در خانهها کمین کرده منتظر یک روزنه
و ای امان از این شبهای تب آلوده
شبهای دردمند
و روزهای که هر بار کمرنگتر از دفعه قبل، تسلیم سرمای پائیز میشوند.