Tahere Niroumand·۳ روز پیشنقطهی پایانبعد از سالها بازگشتم...نشستم داخل همان طاقچهی خانهی پدری، همان که رو به حیاط باز میشد و من پاهایم را آویزان میکردم و همراه پرندههای ر…
Tahere Niroumand·۴ روز پیشمن کیستمچگونه بگویم تو را میشناسموقتی هر بار در آینهغریبهای نزدیکتر از منبه من ایستاده است؟هر بار میپرسمآیا من دیروزهمان من امروز است؟!من دیروز…
Tahere Niroumand·۴ روز پیشساده بگویم حالم خوب نیستامروز بعد از ماهها خانهنشینی و حس افسردگی به خود گرفتن، سری به خیابان زدم. شهر پر شده بود از بنرهایی که به مزاج من خوش نمیآمد. هربار که…
Tahere Niroumand·۴ روز پیشکلاغ سیاهاتوبوس به راه افتاد. «میهن» به بیرون چشم دوخت. پشت شیشه، برگهای سبز درختان به تنههای قهوهای خیس گره خورده بودند و در امتداد جاده بیشتر و…
Tahere Niroumand·۴ ماه پیشگل کوچک من کجاستعنوان: گل کوچک من کجاست؟قسمت اول+۱۰باران بیوقفه از دهان ناودان میچکید؛ هر قطره تند و تیز، خودش را به شیشه میکوبید و بیحوصله به پایین سر…
Tahere Niroumand·۴ ماه پیشگل کوچک من کجاستعنوان: گل کوچک من کجاستقسمت اول+۱۰باران بیوقفه از دهان ناودان میچکید؛ هر قطره تند و تیز، خودش را به شیشه میکوبید و بیحوصله به پایین سر…
Tahere Niroumand·۵ ماه پیشبوی خون پیچیدههمه میدانندهمه میداننددرد همین است که همه میدانند،خود را به نفهمیدن زدهاندبر فراز آسمان ماکلاغی پر میزنددر گوشهایمانغارغار میکندبا ح…
Tahere Niroumand·۵ ماه پیشمن زنده نیستمهمه میدانند همه میداننددرد همین است که همه میدانند، بر فراز آسمان ما کلاغی پر میزند در گوشهایمان غارغار میکند از دلهای خونیمان خبر…
Tahere Niroumand·۵ ماه پیشآزادیای جوانهی آزادیتو در خاکیسر بلند کردیکه تبرهازودتر از آفتابدور تو حلقه زدندو مادر زمستانی که نامش را وطن گذاشته بودندبا توقد کشیدیمدردهاوص…
Tahere Niroumand·۵ ماه پیشآزادیای جوانهی آزادیتو در خاکیسر بلند کردیکه تبرهازودتر از آفتابدور تو حلقه زدندو مادر زمستانی که نامش را وطن گذاشته بودندبا توقد کشیدیمدردهاوص…