ویرگول
ورودثبت نام
وزیری وصال
وزیری وصالیک تنها شاید همراه اما متصل به نور درون که شاید هنر گوید و گاهی به عشق نیک بداهه علی وزیری وصال هستم عاشق هنر و شعر و بداهه گویی در شغل گرافیست و طراح
وزیری وصال
وزیری وصال
خواندن ۲ دقیقه·۲۱ روز پیش

شهر زیبای من...

بینش یا دیدن؟
شاید سوالی که پرسیدی کمی اشتباه باشد. حقیقت مثل چشم نیست که عضو بدنمان باشد و فقط با دیدن به دست بیاید. من ترجیح می‌دهم آرام و راحت بنویسم و بگذاریم ناخودآگاهم همه چیز را به گردن اتفاقات زمان بیندازد. شاید هم گردن تمام رهگذران آن شهر رویایی و زیبایم که نمی‌توانم از کنارش بگذرم!

شهر زیبای من:

اسمش را نمی‌دانم یا شاید نتوانم برایش اسمی بگذارم. اما جالب‌ترین بخشش اینجاست: دریا و ساحلی زیبا با موج‌های خروشان. وقتی قدم می‌زنی، کف پاهای برهنه‌ات شن‌های سفید و خاکستری‌رنگ و نمناک را حس می‌کنی. بوی خوش در فضا می‌پیچد، نور خورشید به صورتت می‌تابد و نسیم خنک، سوزش آفتاب را نوازش می‌کند و دور می‌سازد.

من در این شهر با آدم‌هایش غریبه‌ام، اما عزیزان دلم آنجا هستند. دو کودک معصوم و رویایی که با صدای قشنگشان خاک‌بازی می‌کنند و قلعه می‌سازند. به‌ویژه دختر زیبای من با موهای بور و طلایی و چشمان سبز-آبی‌اش که مدام می‌پرد و با ذوق می‌گوید: «بابا، چیز قشنگی پیدا کردم!»

لحظه‌ای که این صحنه را امضا می‌کند، همسرم است. او نوشیدنی خنکی را که با عشق و مهارت و سه تکه یخ آماده کرده، کنارم می‌گذارد و تعارف می‌کند. دست در دست هم، به کودکانمان نگاه می‌کنیم. چه قشنگ است حضورِ زیبایِ عشق.

آیا اینقدر با جزئیات گفتم؟ یا شاید این‌ها واقعی‌ترین بخش رویاهای من است؟ مثل خالقی که از جزئیات نمی‌گذرد.

می‌ترسم! می‌ترسم که این لذت‌ها بی‌معنی شوند یا این رویا در ته‌خلسه‌ی ذهنم بماند. از طرفی، تیک‌تاک ساعت از این دنیای نیمه‌واقعی‌ام آزارم می‌دهد. شاید هم باید به همین چند لحظه اکتفا کنم.

باز هم جای شکرش باقی است که می‌بینم، خلق می‌کنم و زندگی می‌کنم. شاید روزی این لحظات از دروازه‌ی شهر کیمیاگری بگذرند و برای شهر زیبایم «مجوز واقعی بودن» بگیرند. شاید هم اشتباه می‌کنم و الان خوابم… نمی‌دانم!

دوستت دارم! بله، دوستت دارم با تمام وجودم: همسرم، فرزندانم، و ای شهر قشنگم. حتی تو را هم دوست دارم که این متن را با عشق می‌خوانی.
تقدیم به شهر زیبای من. 🌊✨❤️

شهرعشقزندگی رویایی
۸
۰
وزیری وصال
وزیری وصال
یک تنها شاید همراه اما متصل به نور درون که شاید هنر گوید و گاهی به عشق نیک بداهه علی وزیری وصال هستم عاشق هنر و شعر و بداهه گویی در شغل گرافیست و طراح
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید