نام رمان: #قصهی_ماه
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
جلو ی اینه ی اتاقش موهامو مرتب میکنم
که از پشت بهم میچسبه و بغلم میکنه و سعی میکنه دوباره تحریکم کنه
+فرنام نرو امشب کم موندی
_طبیعیه چون زن دارم حالا کسیو دارم که منتطرمه و باید برم پیشش
از تو آیینه پوزخندشو میبینم و با تمسخر آشکاری جوابم میده
_توم که چقدر زن دوست و وفادار خوشبحال زنت
+مطمعن باش اونو از تو بیشتر دوس دارم حالا ولم کن میخوام برم دیگه.
دستاشو از دور شکمم باز میکنم
حس حسادت مینا گل کرده بود و دس وردار نبود
+حالا که اینجوره برو با همون زن نازنینت چرا اینجا میای پیش من مگه مریضی
_اره مریضم که الان اینجام اگه هم حرفت اینه باشه دیگه نمیام خدافظ
به سمت در میرم که صداش متوقفم میکنه
+فرنام تو نمیتونی از من دست بکشی اینو بهت ثابت میکنم
خلاصه
آیدا کریمی ، تک فرزند و در خانواده ای سرشناس و پولدار بزرگ شده و عاشق رفیق کودکی اش ( آرش) است.
اما آرش که خبری از احساس او ندارد ، در نهایت با دختر دیگری ازدواج میکند. شرایط زمانی برای آیدا بدتر میشود که میفهمید فرهاد و یاسمین ، پدر مادر اصلی او نیستند .
برای همین تصمیم به ترک خانواده و فراموش کردن عشق قدیمی اش میگیرد.
در این مسیر ، آیدا با فرنام آشنا میشود و عشقی میان آن دو شکل میگیرد . آیدا فکر میکند فرنام را شناخته است ، اما بعد از ازدواج با او ، با حقیقت های پنهان و شخصیت مرموز فرنام آشنا میشود....
رمان از زبان چهار شخصیت اصلی ( آیدا، آرش، فرنام، صدف ) نقل میشود که هر کدام از آنها قصه ای برای خود دارند....