لپ کلامش این است که به قول سهراب
“زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم”
مشکلات را بیخودی دست بالا و حلنشدنی گرفتهایم.
توی سرمان شکستن یک لیوان ساده تبدیل شده به مهم ترین فاجعه یک هفته اخیر در خاورمیانه!
یکی دوتا بدهی عقب افتاده تبدیل شده به ترس از آمدن شرخر ها دم در خانهمان و دیدن خواب لحظهای که قاضی برای یک میلیون و هفتصد و سی هزار تومان بدهی، حکم اعدام ما را صادر میکند.
حقیقت این است که اوضاع، به ندرت پیش میآید از آنچه در سر پروراندهایم بدتر شود.
در طی قرن ها و از روی غریزه زنده ماندن، از زمانی که نیاکان ما مجبور بودند کوچک ترین صدای پشت بوته ها را صدای قدم های یک خرس گرسنه قلمداد کنند، تا برای خطر آماده باشند، تا به اکنون که دیگر خرس گرسنه ای حیات ما را تهدید نمیکند، مغز ما همچنان به «از سنگ، سبلان ساختن» عادت کرده!
با این مغزی که از اجدادمان به ارث برده ایم، اگر برای امتحان فردا نخوانده باشیم، برای چک آخر ماه آماده نباشیم، اگر آدم مورد علاقه مان به ما نه بگوید، اگر آیینه سمت شاگرد را کمی مالیده باشند، یا اگر تعمیرکار بگوید موبایلتان دیگر قابل تعمیر نیست، دیگر قرار نیست به هرکدام از اینها به چشم اتفاقات گذرای معمولی زندگی آدمیزادی نگاه کنیم.
حالا دیگر هرکدام به نوعی از بزرگترین فجایعی به شمار میروند که اگر سریعن برای هریک تدبیری نیندیشیم، زندگی از آنها عبور نخواهد کرد و اگر هم عبور کند ما از آنها زنده بیرون نمیآییم.
حالا دیگر هر سردرد سادهای، در خاطرمان سرطانی بدخیم است، که بعید می دانیم از آن جان سالم به در ببریم.
راه حل اما شاید در کمی کودکانه زیستن باشد.
کودکان لیوان ها را میشکنند. و اگر دیگر لیوانی گیرشان نیامد، با دست آب میخورند.
اوضاع را هیچوقت توی سرشان خراب تر از آنچه هست متصور نمیشوند.
شاید این کار نشدنی به نظر برسد اما بد نیست سادگی را تمرین کنیم.
هراز چند گاهی یک چیز که برایمان مهم است و ترس از دست دادنش دیوانهمان میکند را اهدا کنیم.
کتابی که خیلی دوستش داریم،
ساعتی که با اولین حقوقمان خریدهایم،
یا جا سوییچی که از یک سفر دور با خودمان آوردهایم،
بد نیست گاهی اوقات پیش از اینکه زندگی چیزی را با بیرحمی از ما بگیرد،
خودمان با سخاوت و آزادی ذهن او را غافلگیر کنیم.
با رها کردن رها بشویم.
و فراموش نکنیم هیچ درختی توی دشت های خیال، آنقدر بلند نیست که نتوانیم از آن بالا برویم.
به قول یک دوست،
ساده زیستن سخت تر از قهرمانانه مردن است.