نیما اسماعیلیدرلیمو شیرین·۲ روز پیشدَردِ دل یا دل دردَشب سردی است و من افسردهراه دوری است و پایی خستهتیرگی هست و چراغی مردهمی کنم تنها از جاده عبوردور ماندند زمن آدمهاسایه ای از سر دیوار گذشتغم…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۵ روز پیشچشم ها را باید شست؟چند سال قبل در اینستاگرام این جمله شوپنهاور را به اشتراک گذاشتم:زندگی مانند آونگی در حرکت میان رنج و ملال است.یک آقای طبیعت گرد که منو دنبا…
عسل اسداللهی·۱۲ روز پیشگذشتن و رفتن پیوسته در امتداد چهل غنچه دل خیستو خیلی دوری جانم.سلام عزیزم. امید که خوب باشی. امروز خوشحالم. گواهینامه ام را گرفتم و با شیرینی به خانه برگشتم. به دیدن لبخند بر چهره خانو…
سرشارطهرانی·۱۳ روز پیششعر《نبضِ لحظه》باید امروز نشستلبِ آن حوضِ اقاقی که پُر از تنهاییست.باید از پلهیِ تدبیر، فرود آمد و در سادگیِ باغ رها شد،و شنید...که چه صبری دارد، ساقه…
ثریا کریمی·۱۷ روز پیشآدم هایی که چشم دیدن دارند.نمیدونم قصهی من از کجا شروع شد. اما روزی که به خودم اومدم، دیدم حالم یه جوره دیگهای خوبه.انگار چشمامو عوض کردن. آدما خار و خاشاک نبودن. خ…
امیررضا میرزائیان·۲۴ روز پیشو به راستی زندگی ارزش لبخندی به روی لب را دارد...زندگی چیست به جز نم نم باران بهار
Negin Mousavi·۱ ماه پیشصرفا یک داستان غیر واقعی استتوی نوت گوشیم میچرخیدم که رسیدم به داستانکی که تقریبا ۱۰ سال پیش نوشته بودم. توی یه روز پاییزی، توی brt به سمت پل مدیریت، زمانیکه دانشجو ب…
بی نام·۱ ماه پیششعر قایقی خواهم ساخت | سهراب سپهریقایقی خواهم ساختخواهم انداخت به آبدور خواهم شد از این خاک غریب...پشت دریا ها شهریست...یعنی حتی سهراب سپهری هم اون زمان گفت اینجا جای موندن…
جواد محمودی·۳ ماه پیشبیاییم دقت کلامی داشته باشیم و نه وسواس کلامی!دست منبسط نور...خوشا به حال گیاهان که عاشق نورندو دست منبسط نور روی شانهی آنهاست...سهراب سپهریپنج…