ویرگول
ورودثبت نام
یاسین رحمانی
یاسین رحمانیتجربیات زیسته خودم درباره خودشناسی، مسئولیت‌پذیری، عملگرایی و رشد توی زندگی رو باهاتون به اشتراک می‌ذارم - سایت شخصی: yasinrahmani.com
یاسین رحمانی
یاسین رحمانی
خواندن ۳ دقیقه·۵ روز پیش

چطور ابهام را تحمل کنم و در شرایط بحران به چه ریسمان مفهومی چنگ بزنم؟

سخت‌ترین عذاب برای ذهن و منطق ما، ابهام است. شکنجه‌ای که اگر دست ما به ریسمانی وصل نباشد، ما را خواهد کشت.

من در تمام آموزش‌هایم یک ریسمان را رها نکردم:

ریسمان مسئولیت‌پذیری 100 درصد، یا مسئولیت‌پذیری رادیکال 

هر اتفاقی که بیفتد، در نهایت ما مسئول زندگی‌مان هستیم. مسئول پیش رفتن در مسیری که پیش روی ماست.

چطور چسبیدن به این ریسمان را درک کنم؟

فرض کنید شب در اتاق دوست داشتنی خودتان می‌خوابید. صبح که بیدار می‌شوید خودتان را در جنگل می‌بینید. هر چقدر سر و صدا می‌کنید و این طرف و آن طرف می‌روید هیچکسی را نمی‌بینید.

گنگ و پر از ابهام، پر از تمام چراها و چگونگی‌ها…

نزدیک دیوانه شدن هستید که فکر می‌کنید در حال خواب دیدن هستید.

ولی بعد از کلی آزمون و خطا، متوجه می‌شوید که نه، بیدار هستید. فقط نمی‌دانید که چطور اینجا هستید. اینجا کجاست و…

اگر خودتان را در چنین موقعیتی تصور کنید، چه کاری انجام می‌دهید؟

قبل خواندن ادامه این مطلب کمی به این موقعیت فکر کنید و ببینید چه کاری انجام می‌دهید.

+ + +

ابهام مطلق

اگر چنین اتفاقی برای شما رخ دهد، شما در ابهام مطلق قرار می‌گیرید. حالا وقتی توی چنین شرایطی قرار بگیرید، برای رهایی از سردرگمی و عدم فروپاشی ذهنی و روانی، باید به یک ریسمان مفهومی چنگ بزنید تا بتوانید بهترین اقدام را انجام دهید.

  • نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است.

  • چرا من در حال تجربه چنین اتفاق عجیب و ناعادلانه‌ای هستم؟

  • مگر می‌شود چنین اتفاقی در زندگی کسی رخ بدهد؟

  • چرا من؟

  • چرا من جای فلان شخص نیستم که چنین اتفاقاتی برای من رخ ندهد؟!

  • من چقدر بدبختم که چنین اتفاق بدی برای من رخ داده است.

  • و…

اینها مفاهیمی است که ذهن ما را پر می‌کنند و باعث می‌شوند تا دچار انجماد ذهنی شویم و نتوانیم خودمان را کنترل کنیم. نتوانیم حرکت کنیم، اقدام کنیم و آن کاری را که در شرایط خاص بهتر است را انجام دهیم.

سر از ابهام خارج کردن

با تمام حال بدی و سردرگمی، باید ریسمان مفهومی را داشته باشیم که به آن چنگ بزنیم. آن چیست؟

مسئولیت پذیری 100 درصد

نمی‌دانم تقصیر کیست یا چه اتفاقاتی رخ داده که این گونه شده است، ولی اکنون من اینجا هستم. در این موقعیت عجیب و سخت! زندگی ادامه دارد و مسئولیت این زندگی من و زنده ماندن من، با من است. پذیرش مسئولیت کامل این وضعیت به این معنی نیست که تقصیر من است؛ بلکه یعنی من باید زنده بمانم، ادامه دهم و آرام آرام متوجه شوم که چه شده است که من به یکباره در چنین جنگل خوفناکی بیدار شده‌ام. من مقصر این اتفاق نیستم ولی من مسئول خودم هستم تا خودم را زنده نگه داشته و از این شرایط خارج کنم.

در این شرایط هیچ چیزی قطعی نیست به جز اینکه مسئولیت زندگی من با من است. اگر به این طناب چنگ بزنم، مسیر برایم روشن‌تر شده و از انجماد کامل ذهنی کمی سر بیرون می‌آورم. اینگونه است که اولین “چه کاری باید انجام دهم؟” برایمان روشن می‌شود.

رها نکردن ریسمان مسئولیت پذیری کامل

تحت هر شرایطی باید به این مفهوم بچسبیم و با خود بگوییم: “هر چقدر سخت، هر چقدر ناعادلانه، هر چقدر پر از ابهام و گنگ، مسئولیت زندگی من با من است و باید از این شرایط آرام آرام و بدون عجله خودم را خارج کنم.”

هر اتفاقی هم که افتاد مسئولیت زندگی من با من است و این را نباید فراموش کنم. وقتی دائم این را به خودم یادآوری کنم، یعنی به این ریسمان قدرتمند چنگ زده و رهایش نکرده‌ام.

اینگونه قدم‌های پیش روی من روشن شده و با عملگرایی می‌توانم جلو بروم.

 

مسئولیت زندگیمسئولیت پذیریخودشناسیمدیریتتوسعه فردی
۱۳
۲
یاسین رحمانی
یاسین رحمانی
تجربیات زیسته خودم درباره خودشناسی، مسئولیت‌پذیری، عملگرایی و رشد توی زندگی رو باهاتون به اشتراک می‌ذارم - سایت شخصی: yasinrahmani.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید