ویرگول
ورودثبت نام
یــکتا🌾
یــکتا🌾به امیدِ روزهایِ بعد صبر؛
یــکتا🌾
یــکتا🌾
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

داستان های مردم_قسمت دوم

داستان های مردم_ قسمت دوم
سوسک بدشانس

اولین بار بود که می‌رفتم سراغ پادکست هایِ سروش صحت.
همینطور که داشتم کتابارو مرتب می‌کردم، پادکست رسید به جایی که یهو دست کشیدم از کار کردن.
حالا داستان راجع به چی بود؟ سوسک خوش شانسی که خوش شانسیش دو دقیقه‌ هم طول نمی کشه!

سروش صحت تعریف میکنه: ی بار داشتم با شخصی صحبت می‌کردم ، یهو چشمم خورد به یک سوسک توی حوض ، مثل اینکه داشت خفه می‌شد. حالا با زور و زحمت سوسکو میکشیم بیرون ،میندازیمش اون ور که دیگه از خطر غرق شدن دور بشه.
صحبتو از سر گرفتیم و به آخراش که رسیدیم ،از دم حوض بلند شدیم و من تا قدم اولو برداشتم، ی صدای خِرِچ بلندی اومد، پامو که برداشتم دیدم عه سوسکه زیر پای من له شده...
با خودم گفتم این که تازه نجات پیدا کرده بود! چرا مرد؟

سروش صحت دیگه بیشتر ادامه نداد، یا شایدم ادامه داده بوده، من گوش نکردم.
انگار بقیه حرفارو سپرده بود به خود ما، آخرین کتابو گذاشتم سرجاشو، گوشیمو خاموش کردم.

یاد خودم افتادم ، خندم گرفته بود... سرنوشت ی سوسکو داشتم با زندگی خودم مقایسه می‌کردم ،
من تمام تلاشمو کردم که بشه ، که خوب بشمو برگردم به زندگی، اگرم درمانو قرص جواب نداد که دیگه نداد.
اگه نمردم، که نمردم دیگه، کتابای بیشتری میخونم
اگه مردم ، شاید از ی لگد ، نجات پیدا می‌کنم ؟ کسی چه میدونه؟؟؟؟؟؟؟؟

کسی چه میدونه؟

سروش صحتداستانکداستان کوتاهطنزپادکست
۰
۰
یــکتا🌾
یــکتا🌾
به امیدِ روزهایِ بعد صبر؛
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید